محمد کیانوش راد، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت:آیا رقیب هراسی امری واقعی یا توهمّی است ؟ آیا مردم نباید از اندیشه ها و برنامه های برخی کاندیداهای ریاست جمهوری به هراسند ؟ آیا حمایت فیلسوفان از کاندیداها ، حاوی نکته و بصیرتی خاص است ؟ آیا اطلاع از نظر فیلسوفان ، باید برای مردم مهم باشد ؟

"فیلسوفانِ هیتلر " اثر ایوون شرات ، کتابی تامل برانگیز است. "ایوون شرات "، به نحو چشمگیری ، تاثیرات اندیشمندانی چون مارتین هایدگر و کارل اشمیت ، در زمینه سازی های قدرت یافتن هیتلر و تبعات اندیشه این دو را بازنمایی می کند و آن را به خوانندگان اثر گوشزد می کند.

اگر تجربه آدولف هیتلر و حمایت های زمینه ساز و بعدی برخی از مهمترین فیلسوفان آلمانی از هیتلر نبود ، شاید امروز اهمیت ، زمینه ها و نتایج و کارکردهای آشکار و پنهان حمایت برخی فیلسوفان از برخی کاندیداها چندان شناخته نمی شد و جدی انگاشته نمی شد.

برخی فیلسوفان را می توان فیلسوفان علاقمند به سیاست و حوزه قدرت دانست. در این یادداشت بحثی در مورد شخصیت ِ فیلسوفان نیست ، آنچه اهمیت دارد نقش اندیشه ها و مقدمات و نتایج فکری و عملی فیلسوف در مقام حمایت از یک جریان فکری و یک کاندیدای خاص است.

فیلسوفانی بوده اند که از احمدی نژاد و سپس از کامران باقری و سعید جلیلی ، و اکنون نیز از ابراهیم ریسی حمایت می کنندو این خود نکته قابل تاملی است.

برخی فیلسوفان تا آنجا پیش رفتند که گفتند:" اطاعت از احمدی نژاد ، اطاعت از خداست ". این نظریه از نظر عملی چیزی جز زمینه سازی برای دشمنِ خدا خواندنِ مخالفان و بالمآل سرکوب و حذف مخالفان نبوده و نخواهد بود.

در این اندیشه می توان ریشه های تمامیت خواهی ،اقتدارگرایی،دشمنی با دموکراسی بی توجهی به رای مردم ، مخالفت با آزادی های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و سرکوب مخالفان را یافت . در این نگاه ، رای مردم تشریفاتی و زینتی و صرفا کارکردی حمایتی و تاییدی دارد. با این وصف آیا نباید ازحمایت برخی فیلسوفان از برخی کاندیداها نگران بود ؟

امروزما با دو نگرش و دو شیوه زندگی و اداره کشور روبرو هستیم و موضوع انتخابات ریاست جمهوری ، جدی تر و مهم تر از آن است که آسان از کنار آن عبور کرد.

به عقیده "ایوون شرات " نمی توان به تاثیرات اندیشه متفکران ، در بستر سازی و تئوریزه کردن خشونت و سرکوب و حمایت ها و همراهی آنان با قدرت ، بی توجه بود.

بستر سازیِ خشونت و نسل کشی یهودیان و جنایات هیتلر ، از سوی اندیشمندانی چون شیلر ، فیخته ، شوپنهاور و نیچه و کانت ، و هگل و بصورت جدی مطرح و زمینه ساز شد و بصورت ِ عملی در همراهی هایدگر و کارل اشمیت نمایان گشت. اینان خواسته یا ناخواسته همدستان و مشوقانِ نظری هیتلر بودند.

و هیتلر با اتکاء به نظر این فیلسوفان اهداف خود را پی می گرفت. "به عقیده ی شرات ، فیلسوفان مهماتی قوی برای کل پروژه هیتلر تدارک دیدند " و "کارل اشمیت ،با نظراتش ، ظلم و ستم هیتلر را مشروع و قانونی کرد و دموکراسی را به دست خاطره ای سوخته سپرد واجازه داد تاظلم و ستم همچون ققنوسی تیره رنگ از شعله های آن سر برآورد ، ظلم و ستمی استبدادی ، قدرتمند  و مشروع " .

این فیلسوفان ، به عقیده ی شرات ، " زینتی برای رویاهای هیتلر بودند. "و " هایدگر به جلال پیشوا کمک کرد " .انسان های خوب ، با اندیشه های بد و نادرست ، گاهی خطرناک تر از انسان های بد ، اما بدون اندیشه های بد می شوند.آری باید نگران آینده ی دموکراسی ، توسعه و آزادی و پیشرفت کشور بود و هراس از یک جریان فکری ، هراسی بیهوده نیست.

مساله اصلی در انتخابات ، خوب بودن یا بد بودن کاندیداها نیست ، مساله اصلی اندیشه درست و یا نادرست آنهاست. کمترین کار امروز ما تشویق به رای دان مردم به روحانی و اندیشه درست است.