رسول منتجب نیا*/ در آستانه نیمه شعبان، میلاد مهدی موعود‌(عج) قرار داریم. سال‌هاست مسئله مهدویت و ضرورت وجود موعود امم و در شمایی گسترده‌تر، موعود جهانی، موضوع بحث و تبادل نظر علما و دانشمندان است. انتظار و امید به ظهور منجی، عامل حیات، بقا، تحرک و پویایی جامعه است.

ادیان آسمانی و مذاهب مختلف، رستگاری به واسطه حضور موعود را با اسامی مختلف مطرح کرده‌اند اما روی این مسئله اتفاق‌نظر دارند؛ اینکه در پایان جهان، موعودی از راه می‌رسد و دستورات الهی و ایده‌آل‌ها و آرزوهای مردم جهان را محقق خواهد کرد.

یهودیان، مسیحیان‌ و حتی پیروان زرتشت و دیگر ادیان آسمانی، در این باره سخن گفته‌اند. همچنین در دین مبین اسلام به‌صراحت و آشکارا این مسئله بیان شده است. در فرق اسلامی، شیعیان بیرق مهدویت را برفراشته نگاه داشته و فرزند امام یازدهم یعنی امام عسگری را موعود می‌دانند. اما این فقط مختص شیعه نیست. سایر فرق اسلامی هم در این باره دیدگاه‌هایی دارند.

به عنوان نمونه در روایات متعددی که از علمای سنی‌مذهب نقل شده است، گفته شده موعود جهانی و منجی سرانجام ظهور می‌کند و جهان را از منجلاب ظلم و ستم نجات خواهد داد. بنابراین همان‌طور که شرح شد، ظهور مهدی موعود به‌عنوان منجی بشریت در آخرالزمان مورد اتفاق همه ادیان و مذاهب است. پس از آن است که مسئله دوم به میان می‌آید؛ رسالت منتظران موعود در عصر غیبت چیست؟ انتظار چه معنایی دارد؟ در روایات منقول از ائمه پیرامون انتظار نکات مهمی بیان شده و حتی بهترین کار برای مؤمن را انتظار فرج عنوان کرده‌اند. بنابراین در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که این انتظار چه معنی و تفسیری دارد؟ در کشور ما قبل از انقلاب اسلامی یک تفسیر غلط درباره انتظار وجود داشت که متأسفانه هنوز هم در جامعه دیده می‌شود.

در این تفسیر غلط از انتظار که برخی آن را مطرح و از آن پیروی می‌کنند، انتظار به این معنی است که منتظران بدون هیچ اقدامی منتظرند تا صاحب دین و ولی خدا ظهور کند و همه کارهای برزمین‌مانده را شخصا برعهده بگیرد و هیچ مسئولیت و وظیفه‌ای برعهده منتظران نیست مگر دعا برای اینکه خداوند ظهور را نزدیک کند. این تفسیر از انتظار، یک تفکر ارتجاعی و انحرافی است که هنوز هم در برخی از شیعیان وجود دارد. از آن جهت این تفکر را ارتجاعی و انحرافی معرفی کردم زیرا چنین برداشتی احساس مسئولیت را از انسان می‌گیرد و انسان هیچ اقدام اصلاحی برای خود و جامعه‌اش انجام نمی‌دهد. در مقابل چنین برداشتی از مفهوم انتظار، تفسیر صحیح این است که منتظران در کنار دعا برای تعجیل در ظهور امام‌‌زمان(عج) برای ظهور زمینه‌سازی هم می‌کنند زیرا آنچه مسلم است این است که غیبت حضرت به‌دلیل موانعی است که در جوامع بشری وجود دارد و به‌محض رفع این موانع خدواند اراده می‌کند و حضرت از پرده غیبت بیرون می‌آیند.

البته این تفسیر مخالفانی هم دارد. مخالفان استدلال می‌کنند مهم‌ترین موانع موجود در جوامع کنونی وجود قدرت‌های جهانی مستبد و ستمگر است و منتظران توانایی این را ندارند در برابر آنها ایستادگی کنند. از طرف دیگر وجود ظلم و ستم در جهان خود مقدمه ظهور منجی است که قرار است جهان را از جور و ظلم پاک کند. باید به این افراد پاسخ داد که مهم‌ترین مانع موجود در جوامع بشری این است که افراد دچار خودباختگی و خودفراموشی شوند، وظایفشان را فراموش کنند و آگاهی‌شان را از دست بدهند. یکی از وظایف منتظران که مقدمه ظهور است، اتفاقا همین آگاهی‌بخشی و آشناکردن مردم با امام‌زمان(عج)، اسلام ناب و رسالت‌های مؤمنان در زمان غیبت است. بهترین زمینه‌سازی برای ظهور از طریق اصلاح‌گری و آماده‌سازی افکارعمومی است.