عبدالله نوری گفت: برای من شفاف نیست که در قوه قضاییه، اقای رییسی چه اقدام مثبتی انجام داده است. در سازمان بازرسی، در دادستانی، در معاونت اول قوه قضاییه، در دادگاه ویژه روحانیت، چه کارنامه موفقی داشته است؟‌ اگر کاندیدای ریاست جمهوری تنها ایشان بود و من میخواستم رای دهم، یک برگه سفید در صندوق می‌انداختم به خاطر اینکه هیچ شناختی از ایشان ندارم.

به گزارش سحر، متن کامل گفت‌و‌گوی نشریه آرمان ملی با عبدالله نوری به شرح ذیل است:

 به نظر می رسد اهمیت این دوره از انتخابات دوچندان شده است، به نظرتان چه دلیلی دارد؟

هر دوره از انتخابات مختصات خاص خود را دارد و نمی توان گفت کدام دوره مهم تر است. اما در توضیح اهمیت این دوره باید گفت بیش از این که اشخاص مورد بحث باشند دو جریان فکری مقابل هم هستند و مردم باید بین این دو جریان فکری یکی را انتخاب کنند و آمادگی پذیرش هزینه های احتمالی آن را هم داشته باشند. این که گفته می شود سرنوشت کشور را مردم تعیین می کنند به این معناست که تک‌تک آرای ملت در تعیین سرنوشت کشور موثر است و حتی یک رای نیز بی اثر نیست. آنچه مهم است، این است که باید با بررسی سوابق دو تفکر موجود رای داد. در دوره قبل و این دوره جمع‌بندی مجموعه اصلاحات این بود که حضور و انتخاب آقای روحانی برای کشور مفید است و می تواند تاثیرگذار باشد. به عقیده من آقای روحانی در دوره چهارساله ریاست جمهوری، فراتر از حد انتظار ظاهر شد. با این که چهار سال پیش هم من به آقای روحانی رای دادم اما آنچه از آتیه کشور می دیدم این نبود و آنچه انجام شد فراتر از تصورم بود.

عمدتا در چه حوزه‌هایی آقای روحانی فراتر از انتظار ظاهر شدند؟

گاهی مطرح می شود که آقای روحانی تنها در حوزه سیاست خارجی و برجام موفق بوده در حالی که من معتقدم ایشان در حوزه‌های گوناگون موفق بوده است. البته این بدان معنا نیست که هیچ عیب و ایرادی وجود ندارد. اما اگر قرار باشد یک فرد یا یک جریان ارزیابی شود باید همان‌گونه که نقاط منفی دیده می شود نقاط مثبت هم مورد توجه قرار گیرد. معتقدم دولت اقای روحانی در بسیاری از زمینه ها موفقیت های چشمگیری داشته است. در بخش بهداشت و درمان و انجام طرح سلامت، در بخش کشاورزی، در بخش روستایی و رفع نیازمندی های روستاییان، در بخش نفت و گاز و پتروشیمی، حمل و نقل و موارد گوناگون دیگر. کنترل تورم مسئله بسیارمهمی است که این دولت انجام داده است. تبعات منفی رکود نسبی در مرحله کنترل تورم را پذیرفته تا پس از آن رونق اقتصادی را همراه با کنترل تورم آغاز کند. در واقع می توان سال ۹۵ را سال آغازین رونق اقتصادی همراه با کنترل تورم نامید. با توجه به این که بیش از دو سال از دوره ریاست جمهوری آقای روحانی همراه با مجلسی بوده که نمایندگان عمدتا مخالفش بوده اند؛ وزیر معرفی می کرده به یکی رای می دادند و به یکی رای نمی دادند یا استیضاح می کردند و بیشتر با عدم همکاری مواجه بود. اما در کنار اینها، برجام کلیدواژه بسیار مهمی بود برای حل بسیاری از مسائل کشور. فکر نمی کنم در دوره ای که مرحوم مصدق در راستای ملی شدن صنعت نفت گام برداشت، در کشور خودش، تا این حد مورد هجمه قرار گرفته باشد. یک رئیس جمهور و یک دولت با هماهنگی ها و هدایت های لازم تلاش کردند و در یک بازی برد - برد اقدامی انجام دادند که افراطی‌ترین جریانات جنگ طلب دنیا با آن مخالف بودند اما موفق نشدند.

اصلی ترین دلیل تحقیر برجام چیست؟

به نظرم مخالفت با برجام ناشی از یک دعوای سیاسی است. حتی بحث های اقتصادی و معیشتی هم بهانه سیاسی دارد یعنی برخی که درپی تصاحب قدرت هستند، یک روز احساس می کنند با طرح مسائل اقتصادی به این هدف می رسند، مدام از معیشت مردم دم می زنند؛ درحالی که  اینان همان کسانی هستند که اگر دیروز به ایشان می گفتند معیشت مردم، می گفتند این بحث حیوانی است و باید به مسائل ارزشی و معنوی پرداخت و به ما اتهام می زدند که دنبال مسائل مادی هستیم.  برجام، یکی از پرافتخارترین توافق های چند جانبه در تاریخ ایران است  که این افتخار، از آن ملت و مسوولان ایران است. نباید آن را کوچک بشماریم. برادری می گوید ما نباید مسائل نیروهای مسلح و یا توان موشکی را با مساله کوچکی مثل برجام مقایسه کنیم؟ این دستاورد ملت است، چرا آن را کوچک می شمارید؟ نباید فراموش کنیم قبل از برجام چه بودیم و الان کجا ایستاده ایم.

آقایان مدعی اند تحریم برای ما فرصت است، البته کسی نمی گوید تحریم نمی تواند فرصت باشد ولی باید تعریف ارائه دهند که مثلا اگر داروی خارجی و یا دستگاه های مورد نیاز بهداشت و درمان کشور و یا سیستم بانکی ما را تحریم کردند و یا برای واردات و صادرات ایران و یا صنعت توریسم محدودیت به وجود آوردند در مقابلش چه باید انجام دهیم؟ به همین جهت جمله "تحریم برای ما فرصت است" برای من خیلی مفهوم نیست. واقعا اگر تحریم، فرصت است، چرا خودمان، خودمان را تحریم نمی کنیم تا از این فرصت برای منافع کشور استفاده کنیم؟ حتما تحریم باید اجباری باشد که برای ما تبدیل به فرصت شود؟

قشر مستضعفی که وجود دارد با شنیدن اعداد و ارقام عموما اقناع شده و چندان به منبع تامین این ارقام توجهی ندارد. برخی معتقدند این ضعف دولت آقای روحانی بوده که در پاسخ به وعده های مالی رقبا نتوانسته اقناع کننده رفتار کند. نظر شما چیست؟

نکته درستی است. یکی از مشکلات در مفاهمه بین دولت و مردم این است که خیلی وقت ها با زبان مردم صحبت نمی کند. مثلا می گوید تورم ۴۰ درصدی را تک رقمی کرده ایم. همه ملت ایران که کارشناس اقتصادی نیستند، بنابراین باید با مثال این را توضیح دهند. مثلا باید گفته شود که تورم در ابتدای دولت روحانی ۳۵ درصد بوده است که اگر قرار بود ادامه پیدا کند گوشت که الان کیلویی حدود ۳۵ تا ۴۰هزار تومان است می شد حدود ۱۰۰ هزار تومان و ده ها مثال از خوراک و پوشاک و مسکن و حمل و نقل و غیره؛ در این صورت مردم ساده تر در می یابند که کاهش تورم یعنی چه؟ از آن طرف متوجه می شوند، اگر افزایش یارانه، شروع شود، آن وقت تورم دوباره برمی گردد. همچنان که از وقتی پرداخت یارانه شروع شد، قیمت ارز هم سیر صعودی گرفت. ابتدای سال ۹۰، دلار ۱۰۵۰ تومان بود و آخر سال ۹۱ شد ۳۴۰۰ تومان  و این افزایش بلافاصله در همه امور کشور تاثیر خود را گذاشت. من بارها به مسئولین دولتی هم گفته ام که، شما نتوانسته اید زحمات خود را برای مردم خوب تبیین کنید. یعنی زبان مردم را انتخاب نکرده‌اید.

در روزها و هفته های اخیر شاهد بودیم که برخی چهره های اصولگرا از جمله آقای ناطق نوری هم از آقای روحانی حمایت کردند. به نظرتان دلیل این حجم از حمایت ها چیست؟

به نظرم شرایط ایران بسیار پیچیده شده است. به همین دلیل کسانی که همه جانبه فکر می کنند، احساس می کنند نباید بیش از این به مردم ایران فشار آورد. نباید تحت تاثیر حرف های بدون مبنای علمی و پشتوانه تجربی قرار گرفت. شما مقایسه کنید یک طرف آقای روحانی است با آگاهی، توان مدیریتی و تجربیات اجرایی در سطوح مختلف، از پیش از انقلاب تا الان با مجموعه‌ای از نیروهای کارشناسی که ایشان را در دولت همراهی می‌کنند، طرف مقابل کدام یک از این پشتوانه‌ها را دارد؟ آگاهی کافی دارد؟ تجربه موفقی در گذشته و حال داشته است؟ کارشناسان قدرتمندی دارد؟ به نظر من، افراد معتدل جریان اصولگرا اگر جمع‌بندی کنند که در مقابل از دست دادن چنین سرمایه‌ای چه سرمایه‌ روشنی دارند، به این نتیجه می‌رسند که اجازه ندهند این اتفاق بیفتد.

بعضی از این کاندیداها اگر حرف‌های معقول‌تری می‌زدند -چه رئیس‌جمهور بشوند چه نشوند- شاید برخی از جریان‌های معتدل حمایتشان می کردند. در همین شهر تهران کارهای گوناگونی انجام شده که یا توجیه ندارد و یا در اولویت نیست و چه بسا شبهه انگیز هم باشد. اگر بخواهند همین اقدامات را برای کل کشور انجام دهند که نه توجیه دارد و نه منبع مالی، کشور نابود می‌شود. همین مسائل برای مردم ذهنیت ایجاد می‌کند. شما همین طرح‌ها و بدهی‌هایی را که برای شهر گذاشتید توجیه کنید، بعد برای کشور برنامه بریزید.

با توجه به فضای بین المللی که به سمت تندروی پیش می رود، حضور آقای روحانی تا چه حد می تواند از تاثیر سیاست‌های افراطی خارجی بر کشور بکاهد؟

به اعتقاد من نه تنها برجام از نوع سیاست خارجی ما شکل گرفت، بلکه اگر ما سیاست خارجی مبتنی بر تعامل با دنیا داشته باشیم، می‌توانیم بسیاری از مسائلی را که مصالح ملی ما در آن تامین می‌شود حل کنیم، حتی مسائل منطقه‌ای. تامین منافع ملی ایران ایجاب می کند که دنیا احساس کند حاکمیت ایران سر ستیز با دنیا را ندارد و در راستای تعامل با دنیا گام بر می دارد و این را در دو عملکرد متفاوت، در دولت آقای روحانی و دولت قبل از آن، شاهد بودیم. در دولت قبل از آقای روحانی، کشوری که داشت در دنیا منزوی می‌شد، ایران بود. در دوره آقای روحانی، کشوری که اگر اجازه می‌دادیم شاید به انزوای کامل کشیده می‌شد، اسرائیل بود. ما به دنبال چه هستیم؟ ما باید برای تامین منافع ملی خودمان با دنیا و کشورهای اسلامی و عربی و به ویژه با کشورهای منطقه‌ تعامل کنیم. تا اسرائیل نتواند برای به انزوا کشیدن ما، با آن‌ها همدست شود. دنیا یک دهکده است، مگر می‌شود منافع خود را در این دهکده با تقابل و دشمن تراشی تامین کرد؟ اگر می‌خواهیم در این دهکده ما هم آرامش داشته باشیم و مصالحمان تامین شود، باید با همه دوست و در حال تعامل و داد وستد باشیم. البته در کنار این آرامش، منافع آن‌ها هم تامین می شود. باید دنیا نسبت به ایران احساس امنیت کند. اگر امنیت باشد، سرمایه‌گذار داخلی و خارجی می آید و سرمایه‌گذاری می‌کند. اگر شما با دنیا تعامل کنید و آن ها احساس کنند که می‌توانند در ایران سرمایه‌گذاری کنند و بعد انرژی مورد نیازش ارزان‌تر تمام می‌شود، نیروی انسانی مورد نیازش، هم کارآمد و مجرب و هم ارزان‌تر است، چرا نیاید؟ برای ما، هم درآمدزا و هم اشتغال‌زاست. چنین وضعیتی در سایه تعامل با دنیاست. بنابراین ایران به سیاست خارجی فعال و پویا و روشن نیاز دارد. احساس این نباشد که همه دنیا علیه ما بسیج هستند.

صنعت توریسم نیاز به روابط حسنه با کشورها و تامین امنیت داخلی برای ایرانگردها دارد. با گسترش توریسم می‌توان درآمد حاصل از نفت را، به درآمد دوم کشور تبدیل کرد. اگر صنعت توریسم در ایران به صورت جدی دنبال و احیا شود، درآمدزایی و اشتغال‌زایی قابل‌توجهی خواهد داشت چرا که جاذبه‌های توریستی ایران در جهان کم‌نظیر است. نمی‌توان گفت می‌خواهیم درآمد کشور را بالا ببریم اما اگر توریسم باعث تهاجم فرهنگی شود با آن مخالف هستیم. توریستی که به ایران سفر می کند می‌خواهد آثار تاریخی ایران را ببیند. توریست، تهاجم فرهنگی نمی آورد بلکه بالعکس، فرهنگ ایران را به خارج صادر می‌کند. تمام این مسائل، در سایه بهبود روابط با کشورهای خارجی به دست می‌اید.

به نظرتان دلیل ساده سازی امور از سوی برخی کاندیداها چیست؟ این که مثلا آقای رییسی تاکید می کند مقابله با فساد کاری سهل و ساده است؛ درحالی که ایشان دوره ای تصدی امور قضایی را به عهده داشت.

برای من شفاف نیست که در قوه قضاییه، ایشان چه اقدام مثبتی انجام داده است. در سازمان بازرسی، در دادستانی، در معاونت اول قوه قضاییه، در دادگاه ویژه روحانیت، چه کارنامه موفقی داشته است؟‌ اگر کاندیدای ریاست جمهوری تنها ایشان بود و من میخواستم رای دهم، یک برگه سفید در صندوق می‌انداختم به خاطر اینکه هیچ شناختی از ایشان ندارم. در حال حاضر هم ایشان ادعاهایی دارد که من متوجه نمی‌شوم. حرف‌های ایشان را نمی‌فهمم. البته ممکن است عده‌ای هم با حرف‌های ایشان، دل خوش شوند، ولی من خیلی نگرانم. اینکه ایشان بگوید می‌خواهیم با فساد مقابله کنیم، خیلی خوب است اما مهمترین دستگاه مبارزه با فساد، قوه قضاییه است؛ نهایتا اگر دستگاه اجرایی هم متوجه فساد شود، به قوه قضاییه ارجاع می‌دهد. بنابراین اگر دستگاه قضایی خوب عمل کرده، پس فساد جمع شده و ایشان با چه چیز می‌خواهد مبارزه کند؟ اگر هم فساد همچنان وجود دارد، پس ایشان در مسئولیتش در قوه قضاییه در مبارزه با فساد چه کرده است؟ آن آقا می‌گوید از زباله، برق تولید کردم، بعد مشخص شد که تنها ۴ مگاوات برق تولید شده است، آیا این عملکرد است؟ بعد اینگونه می‌خواهند کشور را اداره کنند؟

به عنوان جمله پایانی عرض می کنم که، ان شاءالله در روز ۲۹ اردیبهشت، همگام با برادران عزیزم،  جهانگیری و هاشمی طبا، برای سربلندی و عزت ایران به آقای روحانی رای خواهم داد.