با نزدیک شدن به روز انتخابات ریاست جمهوری، فضای انتخاباتی کشور و مواضع گروه های مختلف هر چه بیشتر شفاف تر می شود و پتانسیل رای آوری هر کدام از کاندیداها نمود بیشتری پیدا می کند.

انصراف آقای محمد باقر قالیباف کاندیدای طیف اصولگرای کشور مهمترین خبری بوده که در دقایق اولیه اعلام آن توجهات زیادی را به سمت خود جلب نمود.

اگر چه دلایل مختلفی ممکن است برای این انصراف اعلام شود لیکن حقیقت آن است که دلیل اصلی کاهش میزان اقبال عمومی و افت شدید آرای او می باشد به نحوی که بر اساس نظرسنجی های معتبر، آرای قالیباف از 24 درصد به 18 درصد طی چند روز بعد از مناظره سوم، افت داشته است.

بی شک تیم مشاوران آقای قالیباف ادامه حضور و رقابت او را بسیار پرریسک دانسته و خواستار انصراف و کناره گیری او از صحنه رقابت ها شده اند تا سومین شکست را در پرونده خود ثبت نکند و به عنوان یک بازیگر سیاسی در صحنه حضور داشته باشد.

از این جهت انصراف قالیباف در اصل با هدف حمایت از آقای رئیسی نبوده و صرفا با هدف جلوگیری از تخریب وجهه قالیباف در نزد مردم بوده است و شاید این ضرب المثل فارسی بیشتر به ذهن تداعی کند که روغن ریخته نذر...

بر همین مبنا ما معتقدیم اگر چه بخشی از آرای قالیباف ممکن است به سبد آقای رئیسی ریخته شود، لیکن بخش مهمی از سبد رای قالیباف به دلیل ویژگی و پایگاه رای ایشان که عمدتا از طبقه متوسط شهری است به خصوص در تهران به سمت آقای روحانی حرکت می کند و این اتفاق مهمی است که برنامه ریزی ستاد آقای رئیسی را با چالش های اساسی مواجه می کند.

از طرفی پتانسیل رای آوری آقای روحانی در روزهای اخیر به شدت افزایش یافته و آقای قالیباف با علم بر این امر به صورت محترمانه توان رقابت با اقای روحانی را در خود ندیده و کنار کشیده است.

مردم فهیم و آگاه ایران انتخاب خود را کرده اند و روز 29 اردیبهشت با حمایت قاطع از آقای روحانی به تداوم عقلانیت و تدبیر و امید رای خواهند داد.

 

* جهانبخش خانجانی