جواد امام ،مدیرعامل بنیاد باران گفت: من امیدوارم که مردم با توجه به فضایی که پیش رو داند و آگاه سازی که صورت می گیرد بهترین تصمیم را اتخاذ کنند.

او درگفت وگو با سحر – پایگاه اطلاع رسانی ستاد انتخاباتی دکتر حسن روحانی  فضای سیاسی این روزهای کشور را  تشریح  کرد و ادامه داد: . متاسفانه در این ایام شعارهای پوپولیستی متعدد را از برخی نامزدها می شنویم که اساسا هیچ سازوکار و پشتوانه علمی و مطالعه شده ای ندارد و بنابراین طرح چنین مباحثی می تواند اولا منافع ملی را به خطر اندازد و ثانیا بار مضاعفی را بر کشور ایجاد کند و همچنین می تواند کشور در سراشیبی مشکلات قرار دهدو متاسفانه بر این مباحث نظارتی وجود ندارد بلکه با این شعار وقتی برخلاف قانون است و هیچ مبنایی ندارد برخورد شود.

مشروح  گفت و گوی ما  با  جواد امام به شرح زیر است :

در مناظره های انتخاباتی، همایش ها و میزگردها مدام ما شاهد آن هستیم که هر کدام از نامزدهای رقیب خود را انقلابی و دولت روحانی را به عدول از انقلاب و ارزش های آن متهم می کند. از نظر شما انقلابی بودن به چه معناست؟

انقلابی بودن را باید آنانی که امروز مدعی هستند پاسخ بدهند. اگر انقلابی بودن به معنای بازگشت به دهه 60 و تکرار تجربه های ناکامی که کشور را به مسیر هایی برد تا از آرمان های انقلاب و اهداف والای انقلاب دور کرد و از مردم فاصله گرفتیم و کشور را در اختیار اقلیتی در آوردیم که هر سازی می خواهند خودشان بنوازند و منافع ملی و منافع مردم و اقتضائات کشور و تعامل با دنیا را نادیده بگیرند ، باشد که نمی دانم چه توضیحی برای این دیدگاه وجود دارد. از نظر من انقلابی گری واقعی این است که تجربه چهار دهه را عقلانیتی که امروز از آن برخوردار هستیم برای اداره کشور به کار بگیریم. امروز ما فرصت سعی و خطا نداریم. انقلابی گری یعنی آنکه از اشتباهات گذشته عبرت بگیریم  و یکدیگر را بپذیریم و همان طور که در مناظره ها مطرح شد، افکار و عقاید در جامعه را رسمیت ببخشیم و از تمام ظرفیت هایی که در کشور داریم استفاده کنیم . اگر انقلابی گری را در این ببینیم می توانیم به آینده کشور امیدوار باشیم . متاسفانه امروز بحث ها و شعارهایی مطرح می شود که به دور از عقلانیت است . متاسفانه در این ایام شعارهای پوپولیستی متعدد را از برخی نامزدها میشنویم که اساسا هیچ سازوکار و پشتوانه علمی و مطالعه شده ای ندارد و بنابراین طرح چنین مباحثی می تواند اولا منافع ملی را به خطر اندازد و ثانیا بار مضاعفی را بر کشور ایجاد کند و همچنین می تواند کشور در سراشیبی مشکلات قرار دهدو متاسفانه بر این مباحث نظارتی وجود ندارد بلکه با این شعار وقتی برخلاف قانون است و هیچ مبنایی ندارد برخورد شود. ما دیدیم که رییس مجلس شورای اسلامی به صراحت اعلام کرد که این شعارها  وعده بعید است و هیچ مبنا و امکان اجرایی ندارد. این رفتارها نشان می دهد که یک عده ای می خواهند به اسم و ادعای انقلابی گری با شعارهای عوام فریبانه کشور را از مسیر اصلی و ریل خود دور کنند.

مناظره های انتخاباتی را چگونه ارزیابی می کنید؟

در صحبت های که در مناظره مطرح شد یک بحثی که همه بر آن اتفاق نظر داشتند و قبلتر همه دولت را در خصوص آن به خیانت و وادادگی به غرب مطرح می کردند، برجام بود که همه به عنوان سند ملی آن را قبول کنند. این یکی از بزرگترین دستاوردهای دولت است که اگر ما می گوییم این دولت با توافق برجام موفق شد تا سایه جنگ را از کشور دور کند. این بدان معنا نیست که دولت به تنهایی این کار را انجام داده است بلکه این اراده و تصمیم مردم بود. آنان دولت آقای روحانی را بر سرکار آوردند و قطعا با تدابیری که رهبری برای این موضوع به خرج دادند و مراقبت ها و اذن ایشان دولت موفق شد تا در این پروسه جلو برود و کشور را از ذیل ماده هفتم منشور سازمان ملل خارج کند. این مساله اصلا شوخی بردار نیست و اگر برجام به نتیجه نمی رسید ما در مرحله بعدی وارد بحث هایی مثل نفت برابر غذا و یا مرحله بعدتر وارد مسائلی می شدیم که کشورهای همسایه دچار آن شدند. این نکته پیچیده این نیست که عده ای خودشان را به آن راه می زنند و نمی خواهند این واقعیات را قبول کنند. من فکر می کنم که دولت باید یک مقداری ملموس تر به جهت ارتباط گرفتن با مردم نه صرفا بخش های کلان جامعه و نخبگان بلکه با عامه مردم موفق تر باشد.

آقایان قالیباف و رییسی شعارهایی درباره افزایش چند برابری یارانه های مطرح کرده اند. صاحب نظران و کارشناسان اعتقاد دارند که این شعارها بدون پشتوانه منطقی و عملی است. فکر می کنید این شعارها چقدر امکان تحقق دارد و چرا رقبای آقای روحانی بر چنین مسائلی تاکید می کنند؟

من در این خصوص شماره را به مصاحبه اخیر آقای فتاح رییس کمیته امداد ارجاع می دهم. ایشان می گوید که که کمیته امداد برای اولین بار به پشتوانه حمایت های دولت یازدهم توانست وضعیت مددجویان کمیته امداد را ارتقا دهد و در برنامه ها و کمک ها به این جامعه هدف کمیته امداد بهتر از قبل وارد شده است. خب در بحث یارانه و کمک هایی که قرار است به اقشار ضعیف جامعه ارائه شود، مگر هدفی جز این را دنبال می کنیم. اگر قرار به دادن یارانه است مگر چیزی جز حمایت از اقشار کم درآمد جامعه مدنظر است. آن یارانه ای که آقایان در مناظره مطرح می کردند یک موضوع غیرهدمند است . چون در آن طرح مدنظر آقایان دولت باید به طور جامع اعم از برخوردار و غیر برخوردار یک رقمی را تزریق می کنیم و از طرف دیگر هزینه ای که برای کشور است با توجه به منابع محدود از بین خواهیم برد. آن هم در شرایطی که این منابع محدود باید صرف زیرساخت ها و توسعه کشور  و صنایع مولد برویم. در حالیکه تزریق یارانه با این روش به معنای آن است که درآمد و بودجه کشور را مثل صدقه بین همه تقسیم کنیم . شاید لازم باشد در این خصوص خیلی صریح تر صحبت کرد. من برای شما مثالی می زنم. شما یک شخصی را فرض کنید که صاحب یک ملک و فروشگاهی است. آن فرد با تمام مشکلات موجود به نحوی خرج و مخارج روزانه خود و خانواده خود را از طریق آن فروشگاه رفع می کند. اما یک زمانی یک فردی می آید و پیشنهاد می دهد که برای زندگی بهتر هم خانه و هم فروشگاه خود را بفروش و آن فرد هم چنین کاری می کند. ممکن است تا چند ماه آن فرد سفر به بهترین کشورها و اقامت دربهترین هتل ها و بهترین خریدها را تجربه کند ولی بالاخره روزی می رسد که پول او تمام می شود و باید از مسافرت برگردد. اما زمانی که باز می گردد نه خانه ای دارد که در آن امنیت خانواده اش را فراهم کند و نه فروشگاهی دارد که بتواند از طریق آن امرار معاش کند . درآمد کشور مثل همان خانه و فروشگاه است ولی آیا می توان همه این درآمد و بودجه را صرف یارانه کرد؟ شعارهایی که درباره یارانه نامزدهای رقیب طرح می کنند دقیقا از جنس همین مثال است. آیا می توان به کشور چوب حراج زد، آن را نابود کرد و بفروشیم؟ همان طوری که آقای قالیباف به تهران چوب حراج زد. آقای قالیباف این همه مجتمع تجاری در تهران ایجاد کرده است ، این همه مگامال ساخته است ، تراکم تهران را تا هشت سال آینده به فروش رفته است ، با این حال شهرداری تهران بالغ بر 50 هزار میلیارد بدهی دارد. در واقع آقای قالیباف علاوه بر آنکه پایتخت را پیش فروش کرده است ، کلی بدهی برای مردم تهران باقی گذاشته است. آیا سیستم مطلوب آقای قالیباف برای اداره کشور بر همین اساس است؟

آقای قالیباف تمام منابع درآمد زای تهران را فروخته است . تمام اماکن و زمین های مرغوبی که برای شهرداری بوده است همگی واگذار شده اند.  من فکر می کنم که آقایان ریاست جمهوری را اشتباه گرفته اند. اگر بخواهیم از نگاه شرکتی که آنان به ریاست جمهوری نگاه کرده اند و آمده اند تا کشور را به حراج بگذارند و پول آن را بین مردم تقسیم کنند، من فکر می کنم به کل در اشتباه هستند. آنان باید بدانند که اگر کشور را یک شرکت فرض کرده اند باید بدانند که این کشور بعد از دولت های نهم و دهم یک شرکت ورشکسته بود. الان هم باید بدانند که قرار است یک شرکتی را بعد از ورشکستگی تحویل بگیرند و باید به آن رونق بدهند و درآمد ایجاد کنند و به جای آنکه آینده آن را بدتر کنند باید شرایط را برای آن فراهم کنند. متاسفانه این آقایان هیچ برنامه ای ندارند. برنامه آنان صرفا به صورت یک طرفه تخریب دولت شده است.

در مناظره دوم شاهد آن بودیم که در حین و پس از اتمام مناظره مسئولان و دستگاه های زیادی پیرو سخنان آقای رییسی و آقای قالیباف تکذیبه های زیادی را منتشر کردند. شما این مساله را چگونه نقد و توجیه می کنید؟

مشکل اینجاست که در مناظره ، آقایان یک حرفی را اعلام می کنند که مردم تا دورترین روستا و شهر از طریق صداوسیما آن را می بینند و می شنوند  ولی تکذیبه را فقط آن بخشی از جامعه که دسترسی به فضای مجازی دارند و به صورت جدی اخبار را دنبال می کنند ، متوجه می شوند. بنابراین وقتی شما یک حرف و ادعایی را به جامعه القا می کنید ، آن حرف تاثیر خودش را بر جامعه خواهد داشت. ولو آنکه آن حرف تکذیب شود. آقای  قالیباف آمد و حرفی درباره وزیر آموزش و پرورش مطرح کرد که اصلا ربطی به وزیر ندارد. ولی اگر واقعا هم ربطی دارد و آقای قالیباف دغدغه برخورد با چنین موضوعاتی را دارد ، اول درباره نزدیکان خود توضیح بدهد. آقای قالیباف مدام در صحبت هایش می گوید که ما جانمان را کف دستمان گذاشتیم . ما منطقه رفتیم. ما ایثار کردیم . ما تا شهادت پیش رفتیم . از این منظر ما دست او را می بوسیم و به او ارادت داریم . مردم نیز از این منظر به آقای قالیباف علاقه نشان می دهند ولی ایشان با نوع عملکرد خودش تمام مساله ایثار و ایثارگری را زیر سوال برده است. آقای قالیباف از کجا و بر اساس چه معیار و شاخصه هایی آقازاده خود را مسئول پروژه های مهم اقتصادی و شهری کرده است. آقازاده ایشان با کدام سطح توانایی و قابلیت به چنین جایگاهی رسیده است. آقازاده ایشان قبل از شهرداری و صدارت پدرشان کجا فعال بوده اند. اگر به آقای قالیباف گفته می شود که اداره کشور با سرهنگی و مدل گازانبری امکان پذیر نیست، ربطی به دوران ایثار و جنگ ایشان ندارد. این حرف برای زمانی است که آقای قالیباف میخواست با جامعه مدنی و دانشجویان برخورد کند. این مسائل باید برای جامعه تفکیک شود تا کسی از آن سوءاستفاده و مظلوم نمایی نکند. آقای قالیباف که ادعای ایثارگری دارد باید توضیح دهد آیا بی نظر و بدون غرض از ایثارگران استفاده کرده است  و یا فقط از یک طیف محدود ایثارگر که در گروه و دسته خودش بوده، استفاده می کند. آقای قالیباف با این رفتار سلیقه ای ایثار و ایثارگری را زیر سوال برده است و مفهوم واقعی ایثارگری را مقابل مردم قرار می دهد. ایثارگر واقعی هیچگاه مقابل مردم نبوده است. ایثارگر واقعی احساس تکلیف و وظیفه کرده و به میدان نبرد برای دفاع از کشور و اعتقاد و ناموس رفته است. مردم نیز این را یک ارزش بالا می دانند و قطعا قدردان ایثارگران هستند. ایثارگر واقعی هیچگاه از مردم طلبکار نیست و نمی تواند طلبکار باشد چون ایثارگران ، فداکار هستند و از خودشان گذشته اند. ادعاهایی که امروز آقای قالیباف مطرح می کند ربطی به ایثار ندارد.آقای قالیباف باید پاسخگوی املاک نجومی و نوع مدیریت شهری اش باشد . او باید پاسخگوی تمامی مشکلات ناشی از مدیریت شهری خودش باشد.

این همه هیاهو برای چیست؟

ما باید با مردم صحبت کنیم و به آنان بگوییم که این کارهای آقای قالیباف اصلا ربطی به قصه ایثار و ایثارگری و دفاع مقدس ندارد. مگر مردم با ایثارگر زاویه دارند . مگر مردم نسبت به از خودگذشتگی رزمندگان در دفاع مقدس قدرنشناس بوده اند.  کسی منکر از خودگذشتگی ایثارگران نیست. هیچ کسی نمی گوید چرا باید به ایثارگران احترام گذاشت و آنان را قدر و منزلت داد ولی این مساله را نباید با موضوعات دیگر قاتی کرد. نمی توان گفت چون فلانی سابقه جبهه و جنگ دارد -که البته برای ما مهم است – پس اگر امروز باعث مشکلات عدیده مدیریتی و شهری شده است اشکالی ندارد. این دو مساله کاملا از هم جدا هستند. اگر کسی توان مدیریتی ندارد نباید مدیریت کند و نباید مدیریت دیگران را انکار کند و زیر سوال ببرد. آقایان اگر ادعای ایثارگری دارند ، بدانند که ایثارگری یعنی کسی که از خودش برای رشد و حفظ جامعه و اعتقادات می گذرد. ایثارگری آن نیست که از بیت المال و منابع شهری برای منافع خود و تبلیغات انتخاباتی استفاده کنید. اسم این نه ایثارگری بلکه اجحاف در حق مردم و شهر است . بله آن زمان شما آقای قالیباف از جان و مال خود گذشت کرده و رفته در میدان نبرد جنگیده است ولی اگر حالا از مردم طلبکار هستی ، در واقع ایثارگری خود را زیر سوال برده ای . اسم این کار نه ایثار که معامله است. ضمن آنکه آقای قالیباف نمی تواند خود را نماینده همه ایثارگران بداند. اصلا چه کسی به ایشان این نمایندگی را داده است تا از جانب ایشان ادعا کند. آقای قالیباف نماینده خودش است. هرکسی نماینده خودش است و اگر زمانی کسی می خواست از حقوق ایثارگران دفاع کند ، شرط اول آن است که خودش را کنار بگذارد و منصفانه به دنبال مطالبه و خواسته آن جامعه هدف پیش رود. بنابراین وقتی شما اشتباهی می کنید یا ادعای نامربوطی را مطرح می کنید، این مساله هیچ ارتباطی با جامعه ایثارگران ندارد. شما باید بدانید با این رفتار صرفا جامعه ایثارگران را زیر سوال برده اید. من فکر می کنم که این مطالب باید برای جامعه بازگو شود و مردم نسبت به این مسائل آگاهی بیشتری پیدا کنند. خوشبختانه مردم ما آگاه هستند. آنان با هیچ کسی مشکلی ندارند. آنان با نظام هیچ زاویه ای ندارند. اصلاح طلب با نظام و رهبری و قانون اساسی زاویه نداردو اما مشکل آنجایی آغاز می شود که جریان رقیب هیچ چیزی برای عرضه ندارد و عرصه را بر خود تنگ می بینند لاجرم ناچار می شوند که مدام دروغ هایی را علیه مردم و اصلاح طلبان مطرح کنند بلکه این چنین شرایط را به نفع خود رقم بزنند. متاسفانه امکاناتی نیز برای آنان در کشور فراهم است که باعث می شود تا آنان ادعاهای خود را به جامعه القا کنند.

فضای جامعه و سرنوشت انتخابات را چگونه پیش بینی می کنید؟

من امیدوارم که مردم با توجه به فضایی که پیش رو داند و آگاه سازی که صورت می گیرد بهترین تصمیم را اتخاذ کنند. شعارهای پوپولیستی که در این ایام از سوی برخی نامزدهای انتخاباتی مطرح می شود، هیچ پشتوانه علمی و منطقی ندارد. مردم اگرچه از دولت دلسرد هستند چون از نظر وضعیت اقتصادی تحت فشار قرار گرفته اند ولی چنین به نظر می رسد که با توجه به نامزدهایی که در صحنه هستند ، مردم بیش از بحث اقتصاد به کرامت انسانی ، حقوق شهروندی و آزادی ها مدنی فکر می کنند. مسلما ، قطعا و حتما  این فضا کنونی جامعه قابل مقایسه نیست و مردم این را می فهمند. فرصت هایی که دولت روحانی علی رغم فشارهای سیاسی در فضای جامعه، دانشگاهی و حزبی  به وجود آورده است، مردم را متوجه کارایی و توانایی آقای روحانی کرده است. مثلا در خصوص احزاب ، اگر شما به سابقه فعالیت احزاب در دوره های قبلی و کنونی توجه کنید ، متوجه خواهید شد که چقدر فضا برای فعالیت احزاب بهتر شده است . این از جمله امتیازهای ویژه دولت روحانی است. البته دولت باید آنچه که تحویل گرفت را به مردم اعلام می کرد که این کار را انجام نداده است. همین مساله در ادامه باعث شد تا رقبا زیاده خواهی و جو سازی های متعددی علیه دولت ایجاد کنند. حال اینکه چرا دولتی ها این توضیحات را به جامعه ارائه ندادند، بخشی از آن به این مساله مربوط است که آقای روحانی نمی خواست منافع ملی و ملت آسیب ببیند وگرنه صحبت های زیادی وجود دارد که در مناظره ها و رقابت های انتخابات طی فرصت باقی مانده مطرح شوند. من فکر می کنم اکنون زمان مناسبی است تا دولت آوار برداری خود را برای مردم و جامعه بیان کند. همچنین اکنون زمان مناسبی است تا دولت موانعی که بر سر راهش - چه به لحاظ قانونی و چه به لحاظ اختیاری که از دولت سلب شده و همچنان دولت باید مسئولیتش را در قبال مطالبات مردمی پاسخگو باشد-  برای بهبود وضعیت جامعه می دید را بگوید. این باعث می شود تا خاستگاه مردم نسبت به دولت معقول و منطقی شود.

این موانع چقدر در عملکرد دولت روحانی تاثیرگذار بوده است؟

مثلا در موضوع رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی قطعا مردم نمی توانند این مطالبه را در ستاد آقای قالیباف یا آقای رییسی مطرح کنند. مشخصا مردم این مطالبه را از فرصتی که آقای روحانی به وجود آورده ، درخواست خواهند کرد. اگر به خلاف قانون آقای خاتمی ممنوع التصویر شده است باید از دولت این مطالبه را دنبال کنیم . ولو آنکه دولت به سبب موانعی نتواند این مساله را رفع کند ولی به عنوان مجری قانون اساسی باید این مسائل را ثبت و منعکس کند تا در تاریخ مشخص شود که دولت در چه مسائل نقش داشته یا نداشته است. خیلی خوب است که در این موضوعات دولت ورود کند و دوستان و گروه های مرجع که پل ارتباطی بین دولت و مردم هستند این بخش هایی از مشکلات و موانع دولت را با مردم در میان بگذارند. دولت باید در حوزه اقتصادی موانع خودش را به مردم بگوید . دولت با 700 هزار میلیارد بدهی مواجه است که اصلا شوخی بردار نیست. بالاترین درآمد کشور در دوران هشت ساله آقای احمدی نژاد بوده و بالاترین بدهی ایشان به جای گذاشته است. آقای روحانی بگوید که درصدد جبران این مشکلات است که اصلا کار آسانی نیست. چراکه تمام منابع اقتصادی دولت از دولت خارج و به بخش های دیگر واگذار شده است . دولت در شرایطی باید جوابگوی تامین برق باشد که حتی نیروگاه ها نیز واگذار شده اند. از یک طرف دولت باید متعهد به خرید تضمینی برق نیروگاه ها با یک قیمت تمام شده باشد و از طرف دیگر باید این برق را با سوبسیت به مردم بدهد. این وضعیت سختی است که دولت با آن درگیر شده است. دولت در شرایطی با کمبود آب مواجه است که تمام تصمیمات و اقدامات تاثیرگذار در این موضوع مربوط به دولت دهم است. یک مورد مشخص آن خشک شدن دریاچه ارومیه است که این همه سال دولت تلاش می کند تا دریاچه را به حیات اصلی خودش برگرداند.

اصلی این اتفاق 200 هزار هکتار کشتی است که از طریق چاه های غیرمجاز به دستور دولت قبل انجام شده است. عامل اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه این موضوع است و نه ساخت سد .  مساله اینجاست که خیلی از کشاورزان الان از طریق همان چاه های غیرمجاز ارتزاق می کنند. دولت بر اساس همین موضوع نمی تواند یک شبه و یک دفعه تمامی این چاه های غیرمجاز را پلمپ کند.

خب تکلیف این همه تلاش مردمی و کشاورزان چه می شود. دولت از این دست مشکلات الی ماشاالله دارد. چه راهی برای حل این مسائل ندارد. آیا می تواند این مشکلات را یک شبه حل کند؟ قطعا چنین رویکردی به خودی خود منتهی به یک شورش و بحران می شود. این شوخی نیست که مثلا دولت 800 هزار نیروی انسانی دوره آقای احمدی نژاد را از نهاد کنار بگذارد. پس تکلیف خانواده این افراد چه می شود. اما از یک طرف هم می بینیم که نمی شود با این منابع کم و زیرساخت های تعطیل و محدود هزینه های آنان را پرداخت و یا امکانی را فراهم کنیم که آنان به جای دیگری منتقل شوند. یکی از عوامل اصلی عدم پیشرفت و توسعه کشور همین 800 هزار نفر هستند که با دولت همراه نبودند ودر عین حال دولت مکلف بود تا آنان را تامین کند و حقوق آنان را پرداخت کند. در حالی که آنان غیر از بالا بردن هزینه های دولت که اتلاف بیت المال است حتی در جهت گیری مخالف دولت و ساز و کار دولت را در بحث های مختلف با موانع متعددی رو به رو کردند. کنار گذاشتن چنین افرادی باعث می شود که عده ای شعار دهند و بگویند که دولت به جای اشتغال 800 هزار نفر را بیکار کرده است. این 800 هزار نفر یک قلم از میراثی است که آقای احمدی نژاد برای دولت روحانی به جای گذاشته است. 800 هزار نفری که هیچ تناسب و تناسخی با مشاغل چه به لحاظ تحصیلات و چه به لحاظ تخصص ندارد. اگر دوستان واقع بین هستند بگویند چه راهکاری برای حل این مشکلات دارند. این موانع صرفا برای روحانی نیست و هر دولتی که بر سر آید با این موانع رو به رو می شود. آقایان اگر دلسوز نظام و مردم هستند و اگر مدعی برنامه محوری هستند، برنامه و راهکار خود را برای حل این مسائل بیان کنند.

فکر می کنید که نبود و غیبت آیت الله هاشمی رفسنجانی و یا همین طور ورود بزرگان اصلاح طلب مثل آقای ناطق نوری و رییس دولت اصلاحات چه تاثیری بر روند انتخابات داشته باشد؟

آیت الله هاشمی رفسنجانی جایگاه خاص خودشان داشت و به نظر می رسد که این خلا حالا حالاها پر نمی شود. امثال آیت الله هاشمی سرمایه های ارزشمندی بودند که یک شبه به وجود نیامدند که یک شبه جایگزینی برای ایشان فراهم شود. قطعا این مساله زمان زیادی را مطلبد. به هرحال امیدواریم که دلسوزان دیگری که در نظام هستند بتوانند بخشی از آن جایگاه را پر کنند. وگرنه اگر بخواهیم فکر کنیم که آقای هاشمی رفت و امروز کسی جایگزین او پیدا خواهد شد، اگر برای شخصیت های گذشته توانستیم جایگزینی پیداکنیم، اگر برای مرحوم آیت الله بهشتی توانستیم جایگزینی پیدا کنیم، اگر برای آیت الله منتظری یا برای آیت الله مطهری توانستیم جایگزینی پیدا کنیم ، برای آیت الله هاشمی هم می توانیم جایگزینی پیدا کنیم. بعید است که این خلا به سرعت پر کنیم. آقای هاشمی از پاشیدن بذر انقلاب تا به ثمر رسیدن انقلاب تا این انقلاب توانست میوه خودش را ببیند در طول 38 سال از عمر انقلاب ، همراه مردم بوده است. این مساله ساده ای نیست که بتوان به راحتی کسی را جایگزین برای او پیدا کرد. حضور آقای ناطق نوری و رییس دولت اصلاحات نیز قطعا بر روند انتخابات تاثیرگذار خواهد بود.

ایشان از دلسوزان  نظام هستند. امروز چه آقای ناطق نوری و چه رییس دولت اصلاحات خودشان را نمی بینند و صرفا از روی دلسوزی به درخت تنومند انقلاب و نگرانی از شته های آفت زای پیرامون آن ، وارد عرصه می شوند و حاضر هستند برای منافع ملی و ملت خودشان را فدا کنند . آنان خودشان را قربانی می کنند و جلوی جریان های تندرو ایستادگی می کنند تا انقلاب و جریان آن محفوظ بماند. من فکر می کنم که نقش آنان بیشتر نقش دلسوزی و نگاه عاقلانه نسبت به عرصه انتخابات است و برای مردم حاضر هستند که خود را فدای مردم و قربانی ارزش ها و برابر تهمت ها و توهین ها قرار دهند.

آیا بنیاد باران برنامه ای برای فعالیت و پویایی آرای خاموش در آستانه انتخابات و حمایت از دکتر روحانی دارد؟

بنیاد مستقیما وارد بحث های سیاسی و انتخاباتی نشده و نمی شود. چراکه بر اساس اساسنامه ، بنیاد یک مجموعه فرهنگی و اجتماعی است و بیشتر به سمت مسائل تحقیقاتی حرکت می کند. البته شخصیت هایی که در بنیاد هستند مستقل از وظایفی که در بنیاد دارند ، فعالیت های خودشان را در این جهت حتما اجرا کرده و دنبال می کنند.