محمد مهاجری از تحلیلگران و فعالان رسانه ای اصولگرا معتقد است هرم گرمای انتخابات بزودی در سراسر جامعه خواهد پیچید و در عین حال، مردم فریب شعارهای پوپولیستی برخی نامزدها را نخواهند خورد. مهاجری تاکید دارد که نباید اجازه دهیم کشور به شرایط سالهای 84 تا 92 برگردد و در این زمینه، از شعارها و برنامه های برخی نامزدها ابراز تاسف می کند. او همچنین از نگاهی در میان اصولگرایان سخن می گوید که موافق مشارکت گسترده مردم در انتخابات نیست.

گفت وگوی ایرنا با مهاجری که سابقه عضویت در شورای سردبیری روزنامه های کیهان، جام جم، همشهری و خبر آنلاین را در کارنامه خود دارد، پیش رو دارید.

او در این گفت وگو دیدگاه های خود را در باره فضای انتخابات، ارزیابی توانمندی و شعارهای نامزدها، راه ریشه کن شدن فساد در کشور، سرنوشت ائتلاف نامزدهای اصولگرا و برخی موضوعات دیگر مطرح کرده است.

به عنوان یک تحلیلگر اصولگرا، فضای انتخابات ریاست جمهوری را چگونه می بینید؟

با توجه به میزان تلاش نامزدها می توانم بگویم که روحانی، قالیباف و رییسی خیلی جدی وارد میدان شده اند و هرم گرمای انتخابات به زودی در سراسر جامعه خواهد پیچید.

معتقدم اگر انتخابات با شور و هیجان و مشارکت بالا برگزار شود روحانی شانس بیشتری نسبت به دیگران دارد اما همواره انتخابات در ایران را هندوانه ای سربسته و غیرقابل پیش بینی می دانم.

چرا شانس روحانی را بیشتر می دانید؟

من از جمله کسانی هستم که دور قبل به روحانی رأی ندادم ولی در این مقطع

معتقدم که او خیر الموجودین است.

از طرف دیگر، معتقدم در ایران دوره ریاست جمهوری خیلی کم است و باید اصلاحی در قانون اساسی اتفاق بیفتد و به 6 یا 7 سال افزایش یابد. درست است که در بسیاری از کشورها همین 4 سال مرسوم است ولی من درباره ایران خودمان صحبت می کنم.

در کشور ما هر رییس جمهوری رای می آورد تازه 2- 3 سال طول می کشد تا زیرساخت هایی را ایجاد کند. حال که این وضعیت نیست اعتقاد دارم بهتر است روسای جمهور 2 دوره روی کار باشند تا بتوانند برنامه های خود را پیاده کنند چون روسای جمهور در دور اول می کارند و در دور دوم برداشت می کنند.

در مجموع، با وجود احترامی که برای همه نامزدها قایلم، در نامزدهای مقابل روحانی کسی را نمی بینم که مرد این میدان باشد و بتواند بار سنگین ریاست جمهوری را به دوش بکشد.

برخی ناظران می گویند فضای انتخابات ریاست جمهوری هنوز به آن اندازه که لازم است، گرم نشده. تحلیل شما چیست؟

با وجود فرمایشات مقام معظم رهبری، تحلیل من این است که برخی اصولگراها علاقه ای به مشارکت گسترده مردم ندارند چون در چنین شرایطی آنان پیروز انتخابات نخواهند بود.

آنان پشتوانه و سبد رای ثابتی دارند و بخشی از مردم از باب وظیفه دینی، انقلابی خود را موظف به شرکت در انتخابات و رای دادن به آنان می دانند.

جناح اصلاح طلب نیز حدودا همین مقدار پشتوانه و پایگاه رای ثابت دارد.

بخش قابل توجهی از رای دهندگان صاحبان آرای خاکستری هستند و برخی دوستان اصولگرا هم چندان علاقه مند به برانگیخته شدن و حضور این قشرخاکستری جامعه پای صندوق ها نیستند.

این در حالی است که افزایش مشارکت در ابعاد داخلی و منطقه ای برای کشور حیاتی است. وقتی 70 درصد مردم در انتخابات شرکت کنند حتی مخالفان داخلی هم خلع سلاح می شوند چه برسد به دشمنان خارجی. تفاوت زیادی بین مشارکت 70 درصدی با 50درصدی است. از سویی مشروعیت و مقبولیت یک رییس جمهور با افزایش تعداد رای دهندگان به وی بیشتر می شود.

با وجود آنکه مقام معظم رهبری بارها فرموده اند از هیچ نامزدی حمایت نمی کنند اما عده ای تلاش دارند القا کنند که برخی نامزدها مورد حمایت خاص ایشان هستند. تحلیلتان چیست؟

عده ای آرزوها و تحلیل های خود را به خبر تبدیل می کنند مثلا دوست دارند رهبری به کاندیدای آنها رای دهد و همین آرزوی بی پایه و اساس خود را تبدیل به یک خبر می کنند.

تردیدی نیست که بالاخره رهبری به یکی از این 6 نامزد موجود رای می دهد ولی ایشان بارها گفته اند که حتی به نزدیک ترین خویشاوندانم نیز نمی گویم به چه کسی رای داده ام؟

ایشان نه تنها می گویند کسی نمی داند من روز رای گیری به چه کسی رای می دهم بلکه تاکید می کنند که حتی بعد از پایان انتخابات نیز هیچ کس جز خودشان از اینکه به کدام کاندیدا رای داده اند مطلع نیست.

عده دیگری هم سعی می کنند با تحلیل تراشی در این باره آن را تبدیل به خبر کنند و بگویند با توجه به فلان موضوع، نظر رهبری به فلان نامزد است. اما سالهاست دیگر این تاکتیک آقایان در جامعه خشت نمی گیرد و ره به جایی نمی برد.

به عنوان شخصی که حداقل 20 سال سردبیری تعدادی از روزنامه های شاخص اصولگرا را بر عهده داشته است. ارزیابی تان از قابلیت های 6 نامزد موجود برای اداره قوه مجریه چیست؟

روحانی دارای یک پیشینه سیاسی و امنیتی قوی است. وی نماینده و نایب رییس مجلس، عضو شورای عالی دفاع در جنگ تحمیلی، دبیر شورای امنیت ملی، مسوول مذاکرات هسته ای و غیره بوده است. سابقه مبارزه با شاه را نیز دارد. بعد از 22 بهمن 57 هم همیشه در قدرت بوده است. حاصل جمع این سوابق، توانسته از وی شخصی در تراز و قد و قواره ریاست جمهوری بسازد. هیچ کدام از آقایان قالیباف، رییسی، جهانگیری، میرسلیم و هاشمی طبا در سطح و تراز ریاست جمهوری نیستند.

اما نکته مهم دیگری نیز وجود دارد. بگذارید مثالی بزنم. فرض کنید شما سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس یا استقلال شده اید و می خواهید بازیکنان بزرگ را جذب کنید. اگر خودتان در قد و قواره سرمربی گیری این تیم نباشید آیا فوتبالیست های مطرح حاضرند زیر نظر شما کار کنند؟

همین الان فرض کنید رییسی یا قالیباف یا میرسلیم و هاشمی طبا؛ رییس جمهور شدند چه افرادی حاضرند در کابینه آنان حضور داشته باشند؟!

وقتی فردی که رییس جمهور می شود در قد و قواره این پست مهم نباشد کابینه وی نیز ضعیف خواهد بود و اداره قوه مجریه برای او ناممکن می شود. نمونه احمدی نژاد هنوز پیش چشم ماست.

اگر رییسی یا قالیباف رییس جمهور شدند چه کسانی حاضرند دعوت آنها را برای حضور در کابینه شان لبیک گویند؟ من به شما اطمینان کامل می دهم که در بهترین حالت کابینه این دو نفر همان کابینه احمدی نژاد است.

صرف نظر از مسایل جناحی این را می گویم. چرا که خودم یک اصولگرا هستم.

به دلایلی که عرض کردم ضرورتی نمی بینم کشور دوباره به شرایط سالهای 84 تا 92 برگردد و دولتی ضعیف و ناکارآمد روی کار بیاید.

البته آنانی که مرا می شناسند می دانند که به دولت روحانی از جنبه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به شدت انتقاد دارم. اما دولت روحانی مانند تیم پرسپولیس است حتی اگر یکی دو بازی را هم ببازد باز هم پرسپولیس است. نمی توانیم بگوییم چون دو بازی را باخته باید برود لیگ دسته یک و یک تیم از لیگ های پایین تر را جانشین آن کنیم.

برخی دوست دارند بگویند روحانی با مقام معظم رهبری زاویه دارد. آیا چنین چیزی صحت دارد؟

افرادی که چنین حرفهایی را می زنند همانهایی هستند که سالها قبل، احمدی نژاد را فردی ذوب در ولایت می دانستند و این را در بوق و کرنا می کردند. این صحبت هایی که در این باره علیه روحانی مطرح می کنند برای این است که بی آبرویی خود را در دفاع مطلق از احمدی نژاد بپوشانند.

من نمی خواهم بگویم هیچ رییس جمهوری در ایران با رهبری زاویه نداشته است اما معتقد به وجود چنین اختلافی بین رهبری و روحانی نیستم.

اتفاقا مقام معظم رهبری انتقادات خود را از دولت روحانی صریح تر و روشن تر و راحت تر بیان می کنند. آیا این نشانه اختلاف است؟ اتفاقا اگر چنین مساله ای وجود داشت هیچ وقت به صراحت از سوی رهبری بیان نمی شد.

از سویی روحانی در این 4 سال حتی یک مورد انتصاب برخلاف نظر مقام معظم رهبری نداشته است. آقایانی که این اتهامات را به روحانی و رهبری می زنند خیلی دوست دارند افکار عمومی آن 8 سالی را فراموش کنند که مشایی قرار بود برخلاف نظر رهبری معاون اول رییس جمهور شود و کار به قرائت نامه محرمانه آقا در صحن علنی مجلس کشیده شد. یا داستان قهر 11 روزه احمدی نژاد بر سر عزل وزیر اطلاعات بدون کسب نظر از رهبری.

خود آقایان هم می دانند این حرفها یک بازی سیاسی دروغ است که برای تخریب روحانی به آن روی آورده اند.

خوشبختانه، این بار در زمینه احراز صلاحیت داوطلبان، شورای نگهبان هم خوب عمل کرد و وجدان عمومی جامعه را با خود همراه ساخت.

بدون تعارف بگویم جامعه ایران از تنش خسته شده است. مردم دنبال این نیستند که عده ای داد و بیداد راه بیندازند و لشکر کشی کنند.

طرح برخی از شعارها و برنامه ها از سوی نامزدهای ریاست جمهوری در روزهای اخیر با واکنشهایی روبرو شده است به گونه ای که از آن به عنوان شعارهای پوپولیستی یاد می کنند. ارزیابی شما چیست؟

متاسفانه این اتفاق دارد از سوی برخی نامزدها رخ می دهد و نشان می دهد که آنها دقیقا پای خود را جای پای احمدی نژاد گذاشته اند. مثلا، آقای قالیباف گفته من حجم اقتصاد کشور را دو و نیم برابر می کنم و برای اثبات این ادعایش می گوید قبلا هم هر کاری که گفته ام را عملی کرده ام.

سوال من از ایشان این است مگر در شهرداری تهران چه کار کرده ای که می خواهی اداره قوه مجریه کشور را در دست بگیری؟ تهران را تبدیل به مجموعه ای از برج ها و خیابانهایی کردی که عملا تبدیل به پارکینک خودروها شده است. شما قولهای دیگری به مردم تهران داده بودی ولی عملکرد 12 ساله ات طور دیگری بود. باز دوباره قول می دهی؟!

هم صحبت های ایشان و هم حرفهایی که برخی دیگر از نامزدها می زنند دقیقا شبیه وعده های احمدی نژاد است.

بخشی از مردم ممکن است به علت مشکلات اقتصادی شدیدی که با آن درگیرند سمت این شعارها بروند ولی با یقین به شما می گویم که اغلب مردم حاضر نیستند به کسی که وعده افزایش یارانه ها را می دهد رای دهند چرا که در دوره رییس دولتهای نهم و دهم به وضوح متوجه شدندکه بابت 45 هزار تومان یارانه ای که به هر نفر داده شد بیشتر از صد هزار تومان توسط دولت از جیب هر فرد برداشته شد.

متاسفانه هنوز هم برخی نامزدها در این انتخابات، نگاه پوپولیسیتی به جامعه دارند و همان مسیرهای اشتباه قبل را دنبال می کنند.

این دوستان، متاسفانه پوپولیسم را به مردم گرایی و مردمی بودن ترجمه می کنند در حالی که معنای آن تلاش برای فریب دادن مردم از طریق کسب رای از آنها است وگرنه مردم گرایی که خیلی خوب هم است.

 مبارزه با فساد از جمله شعارهای جدی برخی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری است. در این زمینه چه برداشتی دارید؟

وقتی شخصی رییس یک سازمانی است که در آن فساد وجود دارد قطعا شعار مبارزه با فساد می دهد چرا که خودش می داند فساد چیز بدی است.

مثلا قالیباف خودش می داند فساد مساله بدی است برای همین وجود آن را در شهرداری تهران انکار می کند. بعد هم با احمد توکلی که به وی گفته است در ماجرای املاک نجومی خودت هم مقصری، قهر می کند.

منتهی اینجا پرسشی برای مردم پیش می آید و آن اینکه شما که نتوانستی جلوی فساد در سازمانی با 20 هزار نفر نیرو را بگیری چطور می خواهی با فساد در کل کشور مبارزه کنی؟

اما نکته مهم تری هم اینجا وجود دارد. آیا اصلا مبارزه با فساد کار افراد است؟

اصلا این طور نیست و هرگز یک فرد نمی تواند با فساد مبارزه کند. ستیز با فساد تنها از پس سیستم برمی آید نه فرد.

سیستم هایی که در دنیا برای انواع شفافیت ها از جمله شفافیت مالی تدوین و اجرا شده است میزان فساد را کاهش می دهد. اگر سیستم ما شفاف باشد دیگر فرقی نمی کند چه کسی روی کار بیاید. سیستم کار خودش را می کند و ارتکاب فساد بسیار دشوار می شود.

نامزدهای ما اما با شعار من آنم که رستم بود پهلوان به مبارزات انتخاباتی پا می گذارند. مثلا یکی گفته است من دست مفسدین اقتصادی را قطع خواهم کرد.! چطورش را البته نگفته است.

بسیاری از مفاسد ناشی از دولتی و حکومتی بودن اقتصاد ما ریشه دارد. تا اقتصاد دولتی کوچک نشود این فسادها ادامه خواهد داشت حالا شما هر چند دست می خواهی قطع کن ولی اگر هم بتوانی جلوی فساد را نگرفته ای و فساد مدام بازتولید می شود. این یکی از مصادیق پوپولیستی بودن شعارهای برخی آقایان است.

به سراغ آرایش سیاسی نهایی دو جبهه سیاسی حاضر در انتخابات برویم. احتمال اجماع جناحی نامزدهای دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب- اعتدال گرا چقدر است؟

در مورد اصولگراها تقریبا صفر. آنان حداقل با دو نامزد می آیند. قالیباف کسی نیست که به نفع دیگری کنار رود. اگر بود همان سال 84 یا 92 این کار را می کرد. ایشان در 84 و 92 معتقد بود در نظر سنجی ها اول است و اگر کنار برود سازمان رای اصولگرایان خواهد شکست!

از سویی رییسی هم نیامده است که کنار برود و خودش هم به صراحت این را اعلام کرده است.

به نظر انگار قولهایی هم به ایشان داده شده است که نامزد نهایی اصولگرایان شما هستید.

علاوه بر این دو مورد، در برخی محافل اصولگرا تحلیل دیگری هم وجود دارد و آن اینکه انتخابات حتما باید دو مرحله ای شود تا بتوان روحانی را شکست داد. طرفداران این نظر معتقدند اگر این طور شود نتیجه انتخابات مانند سال 84 به سود اصولگرایان تمام خواهد شد. مبنای تحلیلشان هم این است که کنار کشیدن قالیباف یا رییسی باعث کاهش مجموع آرای اصولگرایان در انتخابات می شود چرا که هر کدام پایگاه رای به خصوصی دارند. مثلا اگر رییسی کنار رود همه کسانی که به وی رای داده اند به قالیباف رای نخواهند داد و بالعکس. در این شرایط ممکن است اصلا برخی از طرفداران آنها رای سفید دهند یا در انتخابات شرکت نکنند.

آنان می گویند روحانی در انتخابات 92، 18 میلیون رای آورد یعنی کمتر از 51 درصد. روحانی هم قطعا 4 تا 5 میلیون از پایگاه رای خود را طی این 4 سال از دست داده است. اگر این 4 تا 5 میلیون با انتخابات امسال قهر کنند و اصلا پای صندوق نیابند روحانی حدود 13 میلیون رای می آورد و انتخابات به دور دوم می کشد. در دور دوم هم اگر حتی همان 18 میلیون رایی که در سال 92 بین نامزدهای اصولگرا متفرق شد دوباره رای دهند هر کدام از نامزدهای اصولگرا به دور دوم بروند بر روحانی غلبه خواهند کرد. با این تحلیل آنها خواهان کاهش مشارکت مردم پای صندوق ها هستند .

آنها می گویند اگر هم برنده نشدیم لااقل وزن کشی درستی درباره میزان محبوبیت نامزدهای اصولگرا صورت گرفته است. یعنی قالیباف و رییسی و میرسلیم خواهند دانست که وزن انتخاباتی کدام یک در بین مردم بالاتر است.