محمدعلی وکیلی در  سرمقاله  ابتکار نوشت:

کمتر از یک ماه به انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی است. این انتخابات از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. نتیجه این انتخابات تاثیر زیادی بر سرنوشت ایران خواهد گذاشت. ما به لحاظ زمانی در نقطه عطف تحولات منطقه ایستاده ایم.

مناسبات قدرت در حال تحول است. به گمانم می توان گفت «قدرت» در حال پوست اندازی است. پدیده ای به نام ترامپ از راه رسیده که می تواند تهدیدی جدی به حساب آید. در این میان، نوع برخورد ایران می تواند حتی سرنوشت منطقه را عوض کند. لذا ما در نقطه کانونی سرنوشت ایستاده ایم. راهی که امروز انتخاب می کنیم به یک معنا برگشت ناپذیر است. از همین رو، انتخابِ اردیبهشت امسال، اهمیتی حیاتی دارد.

به نظر نگارنده، میان این آشوب و تلاطم در جهان و منطقه روشی که روحانی انتخاب کرده است و راهی که او می رود، معقول ترین انتخاب است.

امروز کشورهای متخاصم منطقه، مترصد فرصتند که علیه ایران اقدامی جدی انجام دهند اما توان همراه سازی کشورهای دیگر را ندارند. در واقع آنان با بحران اجماع

روبه رو اند. این درحالی است که تا پیش از روحانی، ساده ترین کار برای دشمنان ایران، ایجاد اجماع جهانی علیه ایران بود. در آن هنگامه، هر قطعنامه ی ظالمانه ای علیه ایران، باکمترین دردسر و با بیشترین امضا، تصویب می شد. بزرگترین هنر روحانی در سیاست خارجی، شکستن این اجماع بود.

امروز که جهان محل ناآرامی و بی ثباتی شده است، ضرورت حضور کسی مانند روحانی دوچندان حس می شود. کسی که هم متخصص امنیت ملی و هم در دیپلماسی تبحر دارد. از این حیث روحانی بر رقیبانش تقدم فضیلت دارد.

در داخل نیز ضرورت حضور روحانی حس می شود. او کارهای نیمه تمام بسیار دارد. کارهایی که می تواند اقتصاد ایران را ترمیم کند . او مهمترین کاری که در این حوزه انجام داد این بود که اقتصاد ایران را به ریل «قاعده» آورد. تیم اقتصادی دولت، در این حوزه کارهایی انجام داد که عموماً در دراز مدت آثار ملموس خود را نشان می دهد و به هوسِ تبلیغات و «هورا» های زودگذر و تشویش آفرین، آینده اقتصاد ایران را قربانی نکرد. در ادمه همین روش است که می بینم امروز او شعارهای پوپولیستی نمی دهد و وعده های نجومی از او شنیده نمی شود. چرا که او قاعده اقتصاد را می داند و اقتصاد را هم به قاعده می خواهد. از قضا، یکی از جاهایی که باید روحانی را بر رقیبش ترجیح داد، در همین دقیقه است. اینکه او وعده تولید چند میلیونی شغل نمی دهد یعنی او هم می داند شغل چیست و هم معنای چند میلیون شغل را درک می کند و هم واقعیت های اقتصاد را می فهمد و از این حیث نیز بر رقیبانش تقدم فضل دارد.

او نه تنها گره پرونده هسته ای را پس از یک دهه گشود بلکه قفل تورم را هم پس از یک دهه، باز کرد.

بیش از یک دهه بود که تورمِ افسار گسیخته، بلای جانِ بازار و اقتصادِ ایران شده بود. سرنوشت معیشت مردم، گرفتارِ منحنیِ ناپایدارِ تغییرِ قیمت بود. روحانی ثبات را به این حوزه باز گرداند و ضریب امنیت اقتصاد را بالا برد.

روحانی راه های درستی را رفته است که نیاز به تداوم و تکمیل دارد. او موانع حقوق شهروندی را می داند و این نکته را درک می کند که برای تحقق آن، آگاهی مردم از آن، مقدم بر هر چیز است. برای اجرای حقوق شهروندی از خود شروع می کند و دهان منتقد را نمی بندد و منتقدان را ممنوع التصویر نمی کند. شعار فانتزی نمی دهد و موانع اجرا را می شناسد و گام به گام به رفع آن همت می گمارد.

نگاهی به شعارهای طرفین رقابت و کاندیدا ها نشان از تفضلِ او بر رقیبان می دهد. او شعار زیاد نمی دهد و ادعای بلند نمی کند؛ چرا که برای رئیس شدن نیامده بلکه آمده برای اسلام، برای ایران...

از این رو، محترمانه عرض می کنم که او بر رقیبانش ترجیح دارد و باید او بماند برای تکمیل ایده بازگشت به عقلانیت و اعتدال.