کامبیز نوروزی در سرمقاله شهروند نوشت:

به‌تدریج سنت مناظره، در ساختار انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران، نهادینه می‌شود. مناظره شیوه‌ای از معرفی نامزدهای انتخاباتی است که در آن نامزدها رو در روی یکدیگر واقعیت‌ها و چهره‌های اصلی خود را تا اندازه‌ای به ناگزیر به نمایش می‌گذارند. در چند دوره اخیر انتخاباتی که در ایران تجربه کردیم، مناظره‌ها، کمک شایسته‌ای به شناسایی نامزدها توسط مردم کرده‌اند. نخستین مناظره انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری، در روز جمعه، هشتم اردیبهشت‌ماه برگزار شد که نشانه‌هایی از سیمای واقعی‌تر نامزدها را توانست به نمایش بگذارد.

در این دوره رئیس‌جمهوری کنونی با چند نامزد دیگر رقابت می‌کند. نخستین ویژگی این وضع آن است که نامزدها ناگزیر از ارایه برنامه خواهند بود؛ چرا که رئیس‌جمهوری برنامه‌های معین خود را در خلال انواع اقدامات و تصمیم‌ها و قوانین جاری کشور عملا ارایه داده است. قاعدتا هر نامزد باید بتواند از برنامه‌های خود سخن بگوید، اما همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد به‌خصوص رقبای اصلی رئیس‌جمهوری کنونی که شامل دو نامزد اصولگرا هستند، به هیچ عنوان برنامه‌ای ارایه نکردند.

مواضع و سخنان آنها، بیش از هر چیز، شامل کلیات بی‌پشتوانه و غیرکارشناسی بود که شاید در ظاهر زیبا و خوشایند جلوه کند، اما نمی‌توان آنها را برنامه دانست. به‌عنوان مثال وقتی کسی از اشتغال جوانان سخن می‌گوید، باید بتواند از شرایط اقتصادی کشور، بازار سرمایه، شرایط سرمایه‌گذاری و بسیاری از عوامل موثر استنتاج کند که در طول دوره ریاست‌جمهوری خود، چند ‌درصد اشتغال می‌تواند ایجاد کند یا وقتی کسی از مبارزه با آلاینده‌های زیست‌محیطی سخن می‌گوید باید بتواند با دقت کافی از شرایط و مدت‌زمان مبارزه با آلودگی هوا سخن بگوید. در مناظره روز جمعه شاهد بودیم که محمدباقر قالیباف و ابراهیم رئیسی به جز شعارهای بسیار کلی و بی‌پشتوانه، سخنی برای گفتن نداشتند. آنها می‌خواهند چنین القا کنند که در طول ٤‌سال ریاست‌جمهوری احتمالی آنها بهشت به مردم تحویل داده می‌شود. بیکاری و آلودگی هوا را از بین می‌برند، تمام جوانان را به ازدواج هم در می‌آورند و خیلی چیزهای دیگر. آنها خود را درحد معجزه‌گرها نشان می‌دهند. اما واقعیت این است که این قبیل سخنان کلی و بی‌برنامه در هر جایی اعم از نشریات، رادیو، تلویزیون و حتی پیام‌رسان‌های موجود قابل گفتن و نوشتن است و می‌توان به جرأت گفت فاقد ارزش انتخاباتی است و نمی‌توان آنها را موجه دانست.

علاوه بر این و شاهد مهمتر از همه اینها، چیزی است که باید در قلمرو سیاسی ارزیابی کرد، کلی‌گویی‌های بی‌اساس و بی‌پایه و غیرمستند موجب تزریق اطلاعات نادرست و واهی در جامعه است. گمراه ساختن مردم از نظر اخلاق سیاسی امری مذموم و ناپسند است.

اگرچه پاره‌ای انتقادات به دولت کنونی وارد باشد، اما شخصا شکیبایی و ادب حسن روحانی در مناظره جمعه، هشتم اردیبهشت را تحسین می‌کنم. او در برابر امواجی از سخنان غیرمستند و نسبت‌های ناروا و حتی کلماتی که از نظر عرف عمومی ناشایست است، شکیبایی نشان داد. یک رئیس‌جمهوری نمی‌تواند شخصیت عصبانی داشته باشد، رئیس‌جمهوری که در کوران مسائل داخلی و بین‌المللی سرنوشت کشوری را در دست دارد، شکیبایی و صبر برای او یکی از شرایط بسیار مهم است. در یک مناظره

اگر چه هر کس بتواند بر رقیب خود برتری بیابد، اما این برتری باید براساس اخلاق و صداقت شکل بگیرد.

به‌طورکلی نخستین مناظره دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری نشان داد که همچنان رقابت اصلی میان اخلاق و ادب با قدرت‌طلبی سرکش است.