ولی الله رستمی نژاد دستفروش بازار روز خرم آباد که در پنجمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر خرم آباد شرکت کرده بود با کسب 40 هزار و 80 رای و اختلاف 27 هزار و 815 رای نسبت به نفر دوم توانست وارد شورا شود.

ایرنا روز دوشنبه در ارتباط با نحوه تبلیغات انتخاباتی، سابقه کار، مدرک تحصیلی و برنامه های رستمی نژاد منتخب پنجمین دوره انتخابات شورای شهر خرم آباد گفت و گوی مبسوطی با وی انجام داده است که در ادامه می خوانید:

** س: مدرک تحصیلی و سابقه کاری شما چیست؟

من 60 سال سن و چندین مدرک تحصیلی دارم ولی مدرکی که برای انتخابات شورای اسلامی شهر به فرمانداری خرم آباد تحویل دادم کارشناسی ادبیات فارسی است.

من از آغاز تحصیلات دبیرستانی بسیار بسیار پیشرفته بودم و به اندازه یک استاد با تجربه دانشگاه می توانستم تدریس کنم.

من در زمانی که هنوز دیپلم هم نداشتم احساس کردم خرم آباد و استان لرستان به من نیاز مبرم دارد لذا هرجا که حس کردم مفیدم با مسئولیت خودم بدون دریافت حتی یک ریال برای خدمت به مردم می شتافتم.

بعضی از عزیزانی که شاگرد من بودند راجع به من مطالبی نوشته اند؛ در یکی از این مطالب نوشته اند ما در منطقه سراب دوره چگنی دبیرستانی بدون دبیر توانا و کارآمد و فضای مناسب آموزشی داشتیم. رستمی هفته ای یک روز، روزهای یکشنبه می آمد و از هفت صبح تا 9 شب فی سبیل الله بدون غذا و استراحت سرپا می ایستاد و به جای 14 نفر، 14 ساعت کار می کرد.

من یادم می آید که در آن دوران دست هایم با گچ آزرده می شدند ولی احساس خستگی نمی کردم چون در راه خدا، وطن و نظام خدمت می کردم.

دوشنبه ها به الشتر و سه شنبه ها به نورآباد می رفتم تا به دانش آموزان سواد بیاموزم، در آن روزها نه تنها هیچ مبلغی برای تدریس دریافت نمی کردم بلکه کرایه ام را هم از جیب خودم می دادم.

خدمت به آب و خاک لرستان که زادگاه من و پاره تن ایران است برایم افتخار بود.

** س: چطور به بازار ورود کردید؟

برای امرار معاش وارد بازار شدم. به رغم اینکه هنرهای زیادی داشتم ولی گلایه نکردم که چرا گشنه یا تشنه ام.

سعی کردم با ورود به عرصه تدریس سابقه ای برای خودم دست و پا کنم ولی متاسفانه افرادی جای من را گرفتند و قسمت نشد در این راه فعالیت کنم البته من هم نخواستم فشاری به انقلاب بیاید.

قصد داشتم از طریق بازار، درآمد کسب کنم البته این کار را برای سرگرم کردن خودم انجام می دادم تا مبادا قاطی گروه های منحرف شوم.

وقتی برای ثبت نام در انتخابات شورای شهر رفتم، گفتند این آدم خیلی خوبیه ولی حیف که لاله و حرف نمی زنه.

خواهرم به آنها گفت اتفاقا این لال نیست منتهی هم کلام با منحرفان، بدها و اوباش نمی شود و اگر فرد مقابل او انسان مخلص و عزیزی باشد با او هم کلام می شود.

** س: علت رای بالای مردم به شما چیست؟

اول کار خدا دوم بلوغ سیاسی و بصیرت مردم بود که بنده با رای بالا پیروز انتخابات شدم.

مردم به نظام و وطن علاقه زیادی دارند و برای پاسداشت خون شهدا پای صندوق های اخذ رای حاضر شدند.

مردم مرا می شناختند و می دانستند اهل تملق و چاپلوسی نیستم، نق نمی زنم و با فقر و تنگدستی وارد صحنه رقابت شدم.

ویلیام شکسپیر می فرماید: تملق و چاپلوسی خوراک ابلهان است.

حتی یارانه نگرفته ام گفتم خون شهدا گرانبهاتر است. یارانه هرگز

** س: در روند فعالیت های انتخاباتی شما هزینه ای شد؟ اگر شد چقدر بود و به چه صورت؟

من هیچ مبلغی برای تبلیغات انتخاباتم هزینه نکردم. جرج واشنگتن قصد داشت با رعایت عدالت، حقوق سیاه پوستان را بدهد. وی می گفت: who can make everything from nothing? که ترجمه آن می شود چه کسی می تواند همه چیز از هیچ بسازد؟ من با توکل به خدا با هیچ هزینه ای پیروز انتخابات شدم.

برخی افراد باور نمی کردند من بتوانم این پیروزی را بدست آورم البته یک ابتکار داشتم.

برخی گاوهای زیادی برای کسب رای کشتند، برخی هزاران پرس غذا دادند و برخی نیز از هیچ تخریبی علیه من فروگذار نکردند ولی موفق نشدند.

برخی عنوان کردند کسی باید نامزد شورای شهر شود که آبروی نظام را جلوی مردم و بیگانگان نبرد.

من با صداقت وارد کارزار انتخابات شدم حتی چهار گنجشک هم برای کسب رای نکشتم چه برسد به گاو.

یک ضرب المثل انگلیسی هست که می گه؟ honesty is the best polisy که ترجمه آن می شود صداقت و درستی بهترین روش و سیاست است.

** س: برنامه شما برای ورود به شورا و حل مشکلات شهر چیست؟

من ورود کردم انشاالله سعی می کنم آنچه در حیطه وظیفه شورا است به کمک نخبگان، کاربلدان و کارشناسان و راه اندازی اتاق فکر، کارها را اولویت بندی کنیم.

من دونده هستم و از این دوندگی ام در جریان تبلیغات انتخاباتی به نفع خودم، جامعه و شوراها استفاده کردم.

چهار صبح تا 12 شب به صورت فشرده راه می رفتم و با یک تیر 2 نشان می زدم یعنی اینکه با راه رفتن در سطح شهر خدمت مردم می رسیدم و خودم را معرفی می کردم البته این موضوع را مانند خارجی ها که می خندند بیان می کردم.

به مردم می گفتم من نامزد شورا شده امم و اگر به من رای بدهید دوستتان دارم ولی اگر به من رای ندهید و به دیگران رای بدهید تریلیون ها بار دوستتان دارم.

' گر از دوست چشمت بر احسان اوست. تو در بند خویشی نه در بند دوست'

درحالیکه یک بنر یک متر در 70 سانتیمتری در دست داشتم در سطح شهر می چرخیدم و به مردم می گفتم من برای خودتان می خواهم خدمت کنم.

خدمت به مردم یکی از برنامه های اصلی من است و سرو جان خود را در این راه در طبق اخلاص گذاشته ام.

** س: این خدمت را در انجام چه کاری می بینید؟

کاری که نفع بیشتری برای مردم داشته باشد مثلا ما به جای اینکه 10 تا کوچه را لکه گیری و آسفالت بریزیم، زمین های بایر را شناسایی و مثلا اگر منطقه ای شهر بازی ندارد برای آن شهر بازی احداث کنیم یا اگر می بینیم مبلمان شهری خیلی ریخت خوبی ندارد آنها را حذف و نوسازی کنیم.

نهادهای نظارتی باید فعالیت بیشتری داشته باشند و بررسی کنند که ورودی هزینه ها و خروجی آنها کجاست؟ بررسی شود که آیا این ورودی و خروجی ها با هم همخوانی دارد یا خیر؟

** س: درخصوص شرایط این روزها توضیح دهید بعد از پیروزی با چه مشکلاتی روبرو شدید؟

قبلا هیچ مشکل معنوی نداشتم و اکنون نیز ندارم چون خدا و شما را دارم. من تا آنجا که می دانم هیچ حرفی نمی زنم به خاطر اینکه سرو صدایی نشود.

من بی نهایت قانون را دوست دارم، یک قانون مربوط به هرجا باشد بهتر از بی قانونی است ولی ما که قانون خوب داریم.

ما ایرانی و مسلمان هستیم یعنی از 2 آبشخور زیبا و الگوی ایرانی اسلامی بهره مند هستیم و دوست نداریم خدایی نخواسته الگوی بدی برای دیگران باشیم.

** س: موضع شما درخصوص تخریب ها و بداخلاقی های انتخاباتی چیست؟

من انتظار دارم که دولت، مسئولان و به ویژه آنها که نزدیک من هستند مواظبت کنند تا خدایی نخواسته تخریب کنندگان زیاد شورش را بالا نیاورند.

من هم با خویشتن داری سعی می کنم فقط به مردم خدمت کنم.

2 مغازه دار کنار هم بودند یکی کارش خوب بود و دیگری کارش بد و حسود بود. فرد حسود به شاگردش گفت مرا بکش و بنداز تو خونه دیگر مغازه دار تا بیایند و او را دستگیر کنند.

زمانی که من داشتم تبلیغ می کردم می گفتند این اصلا ثبت نام نکرده یا رد صلاحیت شده است؛ این همین طوری هوس کرده و با بنر می چرخد، این چرا استعفا نداد؟ کسی که پول ندارد چه به کاندیدا شدن!

می گویند به روی هر چیز سیاه و سفیدی دراز نکش و فکر نکن تشک است شاید یک پلنگ باشد و تو را بخورد.

خدا، دولت مقتدر جمهوری اسلامی و عزیزانی که مرا انتخاب کرده اند از من حمایت می کنند لذا هیچ کس نمی تواند کاری بکند و اصلا نیاز نیست من با آنها درگیر شوم.

من اصلا کم نمی آورم و انشاء الله در مقابل این تهمت ها پیروز خواهم شد.

** س: آیا پاکسازی شما از آموزش و پرورش صحت دارد؟

صحبت هایی که در مورد پاکسازی من شده کذب محض است چرا که من هیچ وقت استخدام نشدم و سابقه آموزشی من در قالب فعالیت های حق التدریسی بوده است.

این موضوع نیز به دلیل علاقه شخصی نسبت به امر تدریس و احساس نیاز کشور در آن شرایط خاص بود وگرنه هیچگونه وجهی در مقابل تدریس دریافت نکردم.

** چه چیزی موجب رنجش خاطر شما می شود؟

من از اینکه حاسدان و بی هنران راه را بر هنرمندان و خدمتگزاران واقعی بسته اند رنج می کشم و حالا با خود می گویم شاید صدای اعتراض من روزی به رهبر معظم انقلاب برسد؛ آن زمان شاید رهبر از مسئولان بپرسد چرا رستمی را به من معرفی نکرده اید؟

شاید مقام معظم رهبری از مسئولان بپرسد چرا او را که می توانست در مذاکرات هسته ای و رجزخوانی های آمریکا مذاکره کننده خوبی باشد تا به حال معرفی نکرده اید؟ در این خصوص باید بگویم که به زبان انگلیسی نیز تسلط کامل دارم و می توانم در این مورد فرد موثری باشم.

توانایی بیان من در مذاکرات هسته ای می تواند برای کشور بسیار راهگشا باشد. باید بگویم که من هیچ چیز از هنری کسینجر آن دیپلمات عاشق پیشه آمریکایی که مدعی بود می تواند در سرمای زمستان به اسکیموها و ساکنان قطب یخچال بفروشد نه تنها کمتر ندارم بلکه قابلیت های بسیار بیشتری دارم.

** برخورد شما با سایر نامزدها در جریان تبلیغات انتخابات چگونه بود؟

من ستاد نداشتم و طبق برنامه ریزی قبلی مسیرهایی را برای پیاده روی و تبلیغ خودم انتخاب می کردم مثلا می گفتم امروز را باید از محله ماسور تا دره گرم خرم آباد پیاده روی کنم؛ در این مسیر از جلوی ستاد برخی نامزدها عبور می کردم البته به هیچ عنوان قصد مزاحمت نداشتم فقط ستادهای آنها در مسیر حرکت من بودند.

برخی مواقع بنر را جمع می کردم می گفتم نکند به سایر نامزدها بر بخورد؛ از کنار ستادهای نامزدها که می گذشتم به آنها خدا قوت می گفتم البته دست من خالی نبود وگرنه به آنها گل هم می دادم.

ابتدا طرفداران نامزدها وقتی مرا جلوی ستادها می دیدند درحالیکه در حال قورت دادن شیرینی بودند فریاد می زدند رستمی رستمی حمایتت می کنیم یا می گفتند رستمی بی ستاد، ستاد تو قلب ماست.

من چهار روز به صورت فشرده تبلیغ کردم بعد از این تبلیغات، نامزدها متوجه محبوبیت من در سطح شهر شدند و از من می خواستند برایشان تبلیغ کنم به من می گفتند بیا در ستاد، دست مرا بلند کند تا مردم ببینند. من هم به آنها گفتم ببخشید من فقط برایتان دعا می کنم.

برخی مادر، برخی پدر و برخی فامیل خود را می فرستادند پیش من تا از آنها حمایت کنیم.

دعا عربی است ما در فارسی به دعای خیر می گوییم آفرین و به دعای شر می گوییم نه آفرین که این الف صیقل می خورد و به نفرین تبدیل می شود.

من به سایر نامزدها می گفتم برایتان دعا می کنم ولی به آنها نمی گفتم کدام دعا. من دعا می کردم خدایا هرکدام که اهل زد و بند است انتخاب نشود.

** س: اگر رئیس شورای شهر شوید برنامه شما برای مدیریت شورا چیست؟

من به کمک شما، نخبگان، عزیزان در هر سمت و تخصصی احتیاج دارم؛ من از خدا و شما کمک می گیرم البته کار گذشتگان را نفی نمی کنم.

شورا 91 سال سابقه دارد اول انجمن شهر بود بعدا شوراهای ایالتی ولایتی و بعد به شورای اسلامی شهر تبدیل شد.

من خطر کردم و وارد این کار خطیر شدم؛ انشاء الله روسفید باشم.

** س: ضعف شورای شهر قبلی را چه دیدید؟

به رغم اینکه اعضای شورای شهر قبلی را دورادور می شناختم ولی با شم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود تشخیص می دادم که خیلی از آنها اصلا تخصص ندارند.

البته شاید به خاطر معذورات فامیلی و قبیله ای جدی کار نمی کردند؛ در یکی از همایش ها که در خدمت مسئولان بودم به آنها گفتم در خرم آباد دریافتی مالیات فقط هفت درصد است که این موضوع به طور قطع نشان از ضعف ها و رودربایستی ها بوده است.

مگر ما مسلمان و شیعه امام علی (ع) نیستیم. آدم باید خدا را حاضر و ناظر بداند و اگر کسی نمی تواند کاری انجام دهد بهتر است مسئولیت را رها کند.

** س: انگیزه شما برای ورود به انتخابات شورای شهر چه بود؟

انگیزه من برای ورود به این عرصه، کشته شده آن دانشجوی دختر در آبان ماه سال گذشته بود.

در آن حادثه فکر می کردم که این دختر می توانست یک نفر از اعضای خانواده من باشد و این اتفاق تاثیر بسیار عمیقی در من گذاشت.

(آبان ماه 95 در جریان سیل خرم آباد، یک دختر دانشجوی ایلامی در سطح شهر غرق شد و جان باخت)

داستان حضور من در این انتخابات و برخورد متفاوت مردم، دوستان و آشنایان با این جریان، همواره سرگذشت جوجه اردک زشت را برایم تداعی می کند.

افراد و حتی بعضا نامزدهای انتخاباتی بسیاری با من تماس می گرفتند و درخواست می کردند که در جلسات و همایش هایی که به خاطر ما برگزار شده است شرکت کنم اما من در جواب این درخواست ها می گفتم هر زمان فرمانداری با من در این مورد هماهنگ کرد، شرکت خواهم کرد.

** س: صحبت پایانی شما چیست؟

مردم شریف و شهید پرور، مردم بابصیرت و فهیم خرم آباد، شما با یاری رساندن به من در این انتخابات چشم جهانیان را خیره کردید و با اتنخاب بجای خود به برادر کوچک و خدمتگزار خود فرصت ادای دینی که به گردنش هست را عطا فرمودید و امیدوارم که به یاری خدا بتوانم برای شما خدمتگزار لایقی باشم.

من هرگز در راه خدمت، آبادی و زیباسازی شهر یک میلیمتر قدم واپس نخواهم گذاشت و هرگز درمقابل دشمنان کشور کوتاه نخواهم آمد.

زبان من قاصر و الکن است از این همه همت، پایداری و خرد شما؛ از کلیه مسئولان در هر نهاد و لباسی که امنیت انتخابات را برعهده داشتند نیز کمال تشکر و قدردانی را دارم.

 

 

 در راستای برگزاری پنجمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر خرم آباد 716 هزار و 148 رای به صندوق های اخذ رای ریخته شده است.

از این مجموع به ترتیب ولی الله رستمی نژاد 40 هزار و 80 رای، رستم کوشکی 12 هزار و 265 رای، اسماعیل رضائی 12 هزار و 250رای، علی محمد صالحی نسب 12 هزار و 817رای، زهرا نظری 11 هزار و 302 رای، اردشیر دریکوندی 10 هزار و 906 رای، علی ماکنعلی 10 هزار و 814 رای، مهرداد علی پناه 10 هزار و 585 رای و سجاد بابائی 10 هزار و 296 رای کسب کردند.

حمید رشیدی با 9 هزار و 918 رای، محمد جعفر همت پور 9 هزار و 543 رای، احمد میر 9 هزار 323 رای و محسن اقبالی با 9 هزار و 155 رای به عنوان اعضای علی البدل شورای اسلامی شهر خرم آباد انتخاب شدند.

لازم به ذکر است رستمی نژاد از بین 196 داوطلب نامزدی انتخابات شورای اسلامی شهر خرم آباد نفر اول شد.