معاون سیاسی دفتر رییس جمهوری گفت: تحریک بیشتر دو قطبی در کشور به مصلحت ملی نیست، کشور یک ملت، یک رهبر، یک دولت دارد و باید به نتایج انتخابات و دولت مشروع برآمده از آن متعهد بمانیم.

به گزارش سحر، حمید ابوطالبی در صفحه توییتر خود نوشت: جمع آرای دوستان اصولگرا در 96 از جمع آرای متعلق به همه آنان در 92 کمتر است که این نشان می دهد آنان هم در انتخابات و هم در پایگاه اجتماعی شکست خورده اند.

وی ادامه می دهد: آرای اینان آرای طیفی رنگارنگ است که این بار ناپایدار و جبری، پشت سریک فرد غیرسیاسی قرار گرفت و نمی توان آن را شخصی و جزو ‌ویژگی های آن کاندیدا دانست.

معاون سیاسی دفتر رییس جمهوری تصریح می کند: این دوستان خود را نماد اسلام و ارزش های آن پنداشته و مجاز می دانند تا در کارزار انتخابات بیشترین بهره‌ را از دین برده و هر فاجعه ای را توجیه دینی کنند.

«در کنار توجیه دینی مجاز هستند مخالفین خود را به بی دینی، توده ‌واری، رای حلال و رای حرام متهم کنند که البته تهران پاسخ شان را در 94 و ایران در 96 داد.»

ابوطالبی می افزاید: تحریک بیشتر دو قطبی در کشور به مصلحت ملی نیست، کشور یک ملت، یک رهبر،یک دولت دارد و باید به نتایج انتخابات ودولت مشروع برآمده ازآن متعهد بمانیم.

معاون سیاسی دفتر رییس جمهوری ادامه می دهد: تحریک، راه ماندگاری آرای شما نیست، راه نگهداشتن هواداران نیست، راه ماندن در عالم سیاست وسیاست ورزی نیست، باید اخلاق واعتماد به ملت را پیشه کنیم.

«در هیچ کجای جهان دوباره پشت سرشکست خورده ها قرار نمی گیرند، رسم است که آن کاندیداها، مسئولیت شکست را به عهده گرفته و از عالم سیاست خداحافظی کنند. به دفعات، در سپهر سیاست ایران، حضور چندباره کاندیداهای شکست خورده، آزموده شده است، باور کنید مردمان در سیاست ‌ورزی رفتار یکسان و شباهت ‌های زیادی دارند.»

وی می افزاید: البته در سیاست، تحمل شکست های مکرر در پایگاه اجتماعی و انتخابات و کاندیداها سخت است، تنها، تغییر رویکرد تئوریک وعملی می تواند سبب بازسازی شود.

معاون سیاسی دفتر رییس جمهوری تصریح می کند: شما دوستان، هیچگاه از واقعیت سیاست درس نگرفته و همواره شکست خورده اید، چهره سازی مجدد از کسانی که در نزد مردم بازنده شده ‌اند، یک خطای استراتژیک است.

ابوطالبی می افزاید: درس رقابت در سیاست، تمکین نتیجه انتخابات، بررسی دلایل شکست و درس از آن، بازسازی شرایط حضور مجدد، احترام به افکار عمومی و تغییر گفتمان و چهره های اصلی است.