مهدی‌ مطهرنیا، تحلیلگر مسائل سیاسی در روزنامه آرمان نوشت:

اظهارات اخیر قالیباف درباره بی‌تاثیری برجام در برچیدن سایه مواجهه و رویارویی از سرکشور و همچنین مواضعی که او کوشید در مناظره‌ها به عملکرد دولت در ابعاد مختلف اجتماعی، زیست‌محیطی و اقتصادی نسبت دهد، درحالی مطرح ‌شد که این دولت میراث‌دار بالغ بر سه دهه دولت در‌جمهوری اسلامی بوده است.آنچه که خوب و بد است، به طور طبیعی به کلیت عملکرد مسئولانی باز می‌گردد که آقای قالیباف یکی از نام‌آوران آنهاست.

روحانی و جهانگیری تلاش نموده‌اند با منطق به گزاره‌ها و تهمت‌های قالیباف به خوبی پاسخ دهند و نمادی از دانایی و عقلانیت را از خود به نمایش گذارند، در عین حال غافل از بیان برنامه‌های خود در رفع نابسامانی‌های موجود نباشند.

قالیباف به خوبی پیش‌بینی می‌کرد که در میز مناظرات از جهانگیری و روحانی شکست خواهد خورد، از این رو خیلی پیش از این و شب قبل از مناظره کوشید با تریبونی یکجانبه عملکرد دولت را زیر سوال برده و خود را نماینده قشر مخالف دولت نشان دهد.

از سوی دیگر درحالی قالیباف برجام را زیر سوال برد که در سال 92 تهدیدات علیه ایران در دولت قبل، به جهتگیری‌های خشن بر ضد جمهوری اسلامی ایران رسیده بود. حتی گزاره‌هایی که ایالات متحده آمریکا در آن مقطع تولید می‌کرد، بوی تهدید به خود گرفته بود.

در این رابطه می‌توان به سخنرانی مشهور باراک اوباما در اسفندماه سال 90 اشاره کرد که ایران و کره شمالی را در کاربرد بمب اتم، از کشورهای مهاجم و رقیب ایالت متحده آمریکا مستثنی کرد و گفت آمریکا به هیچ‌وجه از بمب اتم حتی به میزان محدود شده آن علیه کشوری استفاده نخواهد کرد مگر اینکه در صورت لزوم این توان نظامی را علیه ایران و کره‌شمالی به‌کار ببرد. به واسطه همین تهدیدات بود که در دولت دهم، زمانی که احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور بود دستور انجام مذاکره با آمریکا در عمان صادر شد و در چارچوب همین مجوز بود که در دولت یازدهم و با روی کارآمدن روحانی، پرونده هسته‌ای از شورای عالی امنیت ملی به وزارت امور خارجه سپرده شد و دیپلمات‌های ایرانی در راستای برنامه‌ریزی‌های ناشی از سیاست‌های کلان تبیین شده در شورای عالی امنیت ملی، در بخش تاکتیک و تکنیک‌های مذاکراتی کار را منتهی به توافق برجام کردند.

از همین رو باید گفت اظهارات قالیباف در برنامه اخیر علیه عملکرد دولت در برجام و سایر ابعاد فعالیت دولت کاملا خالی از عقلانیت بود و وی کوشید تنها خود را به رقیب اصلی روحانی بدل کند، امری که با توجه به اظهارات جهانگیری نه او بلکه جریان اصولگرا را در انتخابات تا این لحظه به حاشیه برد.

این طبیعی است و هر کاندیدایی تلاش می‌کند با انتقاد از وضع موجود جلب آرای بیشتری داشته باشد. از منظر روانشناسی سیاسی «قالیباف» به دنبال ایجاد فضای تخریبی علیه روحانی است، زیرا او در مناظره‌های سال 92 با مفهوم «گازانبر» تحت هجمه تدافعی حسن روحانی قرار گرفت.

اگر فراموش نکرده باشیم روحانی در آن سال هجمه به قالیباف را شروع نکرد، بلکه این قالیباف بود که با طرح مسائلی پیرامون تجمع دانشجویی و نوع برخورد شورای امنیت تحت دبیری روحانی با آن،‌ وی را وادار به پاسخگویی کرد. روحانی با مطرح نمودن واژه گازانبر، این مفهوم را وارد ادبیات سیاسی آن مناظرات کرد. به نظر می‌رسد که امروز نیز، تمام تلاش قالیباف ایجاد یک فضای تقابلی با روحانی است.

به‌طور حتم ستون فقرات عملکرد قالیباف در این دوره، کوبیدن دولت و حمله به روحانی در مناظرات و تبلیغات انتخاباتی‌اش خواهد بود. وی همچنین می‌کوشد تا انتقام واژه «گازانبری» که روحانی علیه وی مطرح ساخت را بگیرد و در عین حال زمینه‌های تخریب دولت از منظر اقتصادی را بیش از پیش فراهم سازد. امری که در مناظره دنبال شد ولی جهانگیری و روحانی وی را عملا از صحنه بهره‌برداری از این معنا کنار زدند. در مناظره نخست جهانگیری نشان داد که یک دوست خوب و آگاه قیمت بردار نیست.