«وزیر بهداشت دولت روحانی اهل ریاکاری‌های معمول جامعه ایرانی نیست. او واقعیت را می‌گوید با این که می‌داند همین پورشه و خانه ۵ میلیاردی چماقی می‌شود در دست مخالفان.»

به گزارش سحر ، عصر ایران نوشت: «دولت یازدهم به پایان رسید و روحانی کابینه دوازدهم خود را به مجلس معرفی کرد. حسن قاضی‌زاده هاشمی یکی از وزرای معرفی شده رییس‌جمهور برای دولت جدید است؛ وزیری که در دولت یازدهم نیز عهده‌دار مدیریت وزارت بهداشت بوده است. در این نوشتار قصد نداریم در مورد عملکرد وزیر در حوزه بهداشت و درمان بنویسیم چون در حوزه تخصص ما نیست و متخصصان این حوزه باید در مورد عملکرد او سخن بگویند. می‌خواهیم از یک اخلاق منحصر به فرد او که در کمتر مسئولی در ایران یافت می‌شود، سخن بگوییم.

می‌گویند قاضی‌زاده هاشمی پولدارترین وزیر دولت روحانی است. گفت‌وگوهایی که اخیر او با برخی از رسانه‌ها انجام داده است، خود بیانگر این معنا هست. وزیر بهداشت در مورد خودروی شخصی‌اش می‌گوید:«من فکر کنم ٨، ٩ سال پیش نمی‌دانستم که وزیر می‌شوم. آن موقع دنبال ماشین می‌گشتم. ماشین پرادو داشتم ولی پرادوها زود چپ می‌کرد. دنبال همین ماشین‌های شاسی بلند بودم که گفتند این بهترین ماشین است (پورشه) که من هم خریدم؛ آن موقع حدود ٢٠٠ میلیون تومان.»

هاشمی در جایی دیگر می‌گوید که سند خانه ۴-۵ میلیاردی را برای وثیقه آزادی حسین فریدون ارائه کرده است.

شاید کمتر کسی حاضر باشد چنین راحت از خانه و ماشینش صحبت کند. برخی از افراد دارای چنین ثروتی هستند اما حاضر نیستند آن را اعلام کنند. وقتی از آنها در مورد خانه یا اتومبیل‌شان سوال می‌کنی، با این پاسخ مواجه می‌شوی: «یک قوطی کبریتی هست. اتوبوس یا خیلی برای خودم کلاس بزارم مترو.»

به زبان ساده می‌توان گفت وزیر بهداشت دولت روحانی اهل ریاکاری‌های معمول جامعه ایرانی نیست. او واقعیت را می‌گوید با این که می‌داند همین پورشه و خانه ۵ میلیاردی چماقی می‌شود در دست مخالفان.

به خاطر این ویژگی مهم باید از وزیر بهداشت تقدیر کرد و به دیگران توصیه کرد به جای ریا کاری صادق باشند.

به جز قاضی‌زاده هاشمی، هاشمی رفسنجانی نیز دارای این ویژگی بود. هاشمی نیز در کتاب خاطراتش که سال به سال منتشر می‌شود، زندگی شخصی‌اش را سانسور نکرده بود. هاشمی رفسنجانی در خاطراتش خود واقعی‌اش را نشان می‌دهد. طرز زندگی هاشمی رفسنجانی همانی است که در کتاب خاطراتش آمده است.

هاشمی فقید در یکی از آخرین گفت‌وگوهای خود به نکته‌ای اشاره می‌کند که به خوبی بیانگر این معناست. آیت‌الله در آن مصاحبه گفته است: «بعضی‌ها می‌گویند که چرا نوشتی که به لتیان رفتیم؟ بله وقتی به لتیان رفتیم، چرا نگویم؟ دلم می‌خواهد همانی که هستم، باشم و نمی‌خواهم خودم را به صورت دیگری نشان بدهم. اگر با انصاف خاطرات من خوانده شود، خواننده پی‌می‌برد که در هر لحظه آن سال‌ها کی بوده‌ام و چه می‌کردم.»

به طور معمول در فضای سیاسی ایران همه دوست دارند خود را ساده‌زیست نشان دهند. بسیاری اگر جای هاشمی‌ها بودند سعی می‌کردند حتی اگر حتی کبابی خورده‌اند، از آن گذر کنند.»