درآستانه انتخابات، اظهار نظرها بسیاری در مورد مزایا و نقاط ضعف کاندیداهای ریاست‌جمهوری ارائه می‌شود. صرف نظر از اینکه اظهارات و تحلیل‌های کدام جناح درست یا نادرست است، ظاهرا جای یک موضوع خالی است؛ اینکه ضرورت‌های شرایط کنونی کشور چیست؟

تعدد کاندیداهای اصولگرا حاکی از عدم تحلیل و بینش کاربردی از شرایط عینی‌کشور، منطقه و جهان است. دیگر اینکه عدم هماهنگی با هسته خرد فضای سیاسی و در نتیجه عدم هماهنگی میان گروهی به‌دلیل اولویت منافع فردی و گروهی بر منافع ملی است. مشکل برخی اصولگراها چهره جدید نیست بلکه فقدان برنامه، طرح، دانش، اراده و... است.

بخش قابل توجهی از اصولگراها هرچه در چنته داشتند در دولت‌های نهم و دهم عرضه کردند و به گواه شواهد و نتایج دشوار، بخش بزرگی از اصولگراها، برنامه، طرح، راهبرد و... برای مدیریت امور سیاسی، اقتصادی، دفاعی، فرهنگی، روابط خارجه و... ندارند. اصولگرایان علاوه بر انتقادهایی در بیشتر موارد خلاف واقع و غیر اخلاقی نسبت به عملکرد دولت دهم، شدیدا در تلاش برای عقب نماندن از قطار انتخابات هستند. از این‌رو در تلاش هستند با چهره‌ای جدید (از آنجا که برخی از چهره‌های مهم و تاثیرگذار این جریان شهرت چندان خوبی ندارند) وارد کارزار انتخابات شوند. برخی بزرگواران اصولگرا، دچار خطای تشخیص هستند.

خطای تشخیص بدین معنی که ظاهرا برخی اصولگرایان به این بینش کاربردی نائل نیامده‌اند که انتخابات ریاست‌جمهوری، نه انتخاب فرد بلکه انتخاب کارآمدی، واقع‌نگری و در نهایت انتخاب سودمند‌ترین راهکارها، برنامه‌ها، طرح‌ها و راهبردهایی برای مدیریت کلان کشور و تحقق اهداف است.

آنچه در عرصه انتخابات تحت عنوان انتقادات و مخالفت‌های جناح اصولگرا به دولت یازدهم مشاهده می‌شود، نمود دیدگاه و اراده هسته خرد فضای سیاسی نیست، چرا که به باور نگارنده، این هسته، راهبرد آقای روحانی را در شرایط کنونی داخلی، منطقه‌ای و جهانی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر می‌داند.

از آنجا که بخش قابل توجهی از شهروندان نظرات خود در امور گوناگون از جمله انتخابات را با توجه به اعتماد به برخی معتمدان، نخبگان علمی، فرهنگی، اقتصادی، تجاری و... شکل می‌دهند، بنابراین در راستای مدیریت و هدایت آرای شهروندان، سودمند خواهد بود اگر احزاب، سیاست‌ورزان رسمی و غیررسمی، متنفذانی که حامی راهبرد آقای روحانی هستند، دیدارها و جلساتی را با نخبگان علمی، فرهنگی، اقتصادی و... ترتیب داده و به تبیین اهمیت تداوم راهبرد آقای روحانی بپردازند.

بنابراین همه سیاست‌ورزان رسمی و غیر رسمی «با هر گرایش سیاسی» که مصلحت و آینده کشور را در گرو ثبات، تداوم و اقتدار نظام می‌دانند، به ضرورت باید همه توان، دانش و امکانات خود را در راستای تداوم راهبرد آقای روحانی در چهار سال آینده، قرار دهند.

شاید پر بیراه نباشد اگر گفته شود، دانستن و تحلیل چرایی حضور عناصر دولت‌های نهم و دهم در انتخابات، به‌رغم پیشینه و بی‌اعتباری عمومی اغلب این افراد، خارج از دانش، تخصص و توان تحلیلگران سیاسی است. تحلیل و درک رفتار این افراد در حوزه تخصص روانشناسان و دیگر متخصصان علوم رفتاری است.

کورش الماسی، روزنامه‌نگار

منبع: آرمان