آقای جهانگیری یکی از شایسته‌ترین افرادی هستند که می‌توانند برای انتخابات ۱۴۰۰ به عنوان نامزد اصلاح طلبان وارد عرصه میدان شوند.

«صادق زیباکلام» درباره‌ی آینده‌ی اسحاق جهانگیری در صورت جدایی از دولت روحانی گفت: آقای جهانگیری یکی از شایسته‌ترین افرادی هستند که می‌توانند برای انتخابات ۱۴۰۰ به عنوان نامزد اصلاح طلبان وارد عرصه میدان شوند.

صادق زیباکلام با بیان اینکه «هرچند کسانی دیگر در اطراف آقای روحانی همچون آقایان ظریف، ربیعی، زنگنه، کلانتری و حجتی نیز حضور دارند» گفت: اما در میان افرادی که در اطراف اقای روحانی هستند اسحاق جهانگیری ایستادگی بیشتری بر روی مواضع نزدیک به جریان اصلاح طلبان را دارد.

او ادامه داد: اما اسحاق جهانگیری به تنهایی نمی‌تواند در جهت تغییرات مطلوب در جریان اصلاحات کاری را انجام دهد زیرا جریان اصلاحات با دو معضل بنیادی مواجه است.

زیباکلام افزود: یکی از آن معضلات بازنگری در اهداف و تعریفی که باید از خود ارائه بدهد مثلاً اولین بار که نام اصلاحات مطرح شد حدوداً ۲۰ سال پیش یعنی سال ۷۶ بود و الان یک نسل از آن دوران گذشته است و به تدریج جریان اصلاحات باید خودش را با شرایط جدیدی که در کشور است باز تعریف کند و مشخص شود که اصلاح طلب و اصلاح طلبی به چه معناست؟ به دنبال تحقق کدام اهداف و آرمان‌ها در کشور هستند؟ و چه می‌خواهند؟

وی تاکید کرد: دومین معضل جریان اصلاح طلب، تشکیل تشکل، سازماندهی و برنامه ریزی برحسب شرایط جدیدی است که اصلاحات در آن قرار دارد!

زیباکلام در پاسخ به این پرسش که در صورت جدایی جهانگیری از دولت، احتمال موفقیت او در انتخابات‌های مجلس یا ریاست جمهوری آینده چقدر است گفت: اگر روزی روزگاری آقای جهانگیری بخواهند از قوه‌ی مجریه جدا شوند قطعاً خودشان به سمت و سوی قوه‌ی مجریه خواهند رفت و احتمال حضورش در مجلس کم است، زیرا همانطور که می‌دانید اثرگذاری مجلس خیلی کم است به واسطه‌ی نظارت استصوابی، جلوی حضور نمایندگانی که خواستار تغییر و تحول باشند را می‌گیرد و کارایی آقای جهانگیری کاهش پیدا می‌کند.

وی تاکید کرد: آقای جهانگیری یکی از شایسته‌ترین افرادی هستند که می‌توانند برای انتخابات ۱۴۰۰ به عنوان نامزد اصلاح طلبان وارد عرصه میدان شوند.

عبدالله ناصری: جهانگیری چهره‌ی محبوب اصلاح‌طلبان است

«عبدالله ناصری، فعال سیاسی اصلاح‌طلب نیز درباره‌ی فرض احتمال جدایی جهانگیری از دولت و میزان نقش‌آفرینی‌اش در انتخابات ۱۴۰۰ گفت: باید دید که این جدایی با چه انگیزه‌ای صورت گرفته است. این تاثیرگذاری به جایگاه فرد در افکار عمومی بستگی دارد؛ آقای جهانگیری چهره‌ی محبوب و مورد پسند جامعه‌ی اصلاح‌طلبی هستند.

آقای ناصری گفت: به نظر من باید ببینیم که آقای جهانگیری با چه انگیزه‌ای قصد کناره‌گیری از دولت را دارند. البته من مبنا را بر این می‌گذارم که این شایعات صحت داشته باشد که من احتمال قریب به یقین می‌دانم که آقای جهانگیری، فعلاً تصمیمی بر جدایی از دولت ندارد و جدا نخواهد شد ولی آینده را هم نمی‌شود پیش‌بینی کرد.

او در ادامه گفت: نکته‌ی مهم این است که انگیزه‌ی این کناره‌گیری چگونه باشد؛ چون بالاخره بحث دستگیری اخوی ایشان می‌تواند یک معنا و پیامی برای خود آقای جهانگیری داشته باشد. دوم این‌که ایشان احساس کند که در دولت کارکرد مطلوب و مناسبی دارد یا نه، بنابر این آن انگیزه مهم است. اگر فضای افکار عمومی به گونه‌ای شکل بگیرد که خروج احتمالی آقای جهانگیری از کابینه، که من خیلی بعید می‌دانم، رقم بزند، شکل‌گیری آن فضای اجتماعی درمورد چرایی این خروج می‌تواند نقش آقای جهانگیری را برای انتخابات آینده شکل دهد؛ هم از لحاظ ماهیت و هم از لحاظ تاثیرگذاریش بر روند انتخابات.

ناصری در پاسخ به این‌که آیا دکتر جهانگیری می‌تواند ضعف وجود چهره‌های محوری در جریان اصلاحات را برطرف کند، گفت: هرکسی در جبهه‌ی اصلاحات حد کنش‌گری و تاثیرگذاری خود را می‌داند؛ از رهبری جبهه‌ی اصلاحات گرفته تا احزاب و کنش‌گران و فعالان. به هر صورت آقای جهانگیری هم قطعاً جایگاه خاص خود را دارد. با توجه به ظهور و ورودی که در انتخابات ۹۶ داشته است، حتماً نقش خود را دارد؛ اما این واقعیت را هم باید بپذیریم که هر کنش‌گر سیاسی اصلاح‌طلب و درواقع هر فعال سیاسی اصلاح‌طلب، طبق جایگاهی که در افکار عمومی جامعه دارد می‌تواند بر روند تصمیم‌گیری‌ها و یا بر میزان اثرگذاری گفتمان خودش در جامعه تاثیرگذار باشد.

او در ادامه تاکید کرد: این‌که نقش محوری داشته باشند و یا نه، من در مورد کنش‌گران سیاسی جز شخصیت‌هایی که اثبات اثرگذاری کاریزمایشان را کرده‌اند نمی‌توانم چنین تحلیل و یا چنین پیش‌بینی بکنم. ولی به‌هرصورت آقای جهانگیری چهره‌ی محبوب و مورد پسند جامعه‌ی اصلاح‌طلبی هستند.

ناصری درباره‌ی ویژگی‌های بارز دکتر جهانگیری گفت: بالاخره آقای دکتر جهانگیری جزو نادر کسانی بوده است که بعد از ۸۴ و بعد از ۸۸، توانسته است ارتباط خود را با حاکمیت تا حدودی حفظ کند و این ارتباط به نظر من برقرار بوده است؛ البته نمی‌شود منکر اثر دستگیری اخوی ایشان با اتهامات مالی بر کاهش تاثیرگذاریش نسبت به گذشته شد.