سوددهی شرکت های سرمایه گذاری به صندوق های بازنشستگی و زیر مجموعه آنها همواره مورد بحث و چالش بخش اقتصادی و تولیدی ایران بوده و ساختار دولتی و شبه دولتی این شرکت ها، سو مدیریت هایی را رقم زده است.

به گزارش سحر به نقل از اعتدال، شرکت ایران یاسا وابسته به شرکت سرمایه گذاری آتیه صبا که خود متعلق به صندوق بازنشستگی است، نمونه یکی از این شرکت هاست. شرکت ایران یاسا تایر در سال ۱۳۴۷ تاسیس گردید و بزرگترین تولید کننده انواع تایر و تیوب موتور سیکلت ، دوچرخه و اسکوتر در ایران و خاورمیانه محسوب شده به گونه ای که بیش از 70 درصد بازار داخلی را در اختیار خود دارد.

اما مدیریت غیرهدفمند و اتکای بیش از اندازه به سرمایه های عمومی کشور، روند سوددهی این شرکت را به مرز بحرانی رسانده است. در حالی که شرکت ایران یاسا از سال 47 تا 94 سودده بوده تحت تاثیر سو مدیریت ها در سال 95 برای اولین بار در تاریخ خود زیان ده شده است. برند اول و شناخته شده لاستیک و تایر ایران در حالی در مرز ورشکستگی قرار گرفته که باید حافظ منافع میلیون ها نفر از بازنشستگان بوده و سودی را نیز به سرمایه ذخیره شده آنها بیفزاید. میزان سوددهی این شرکت طی سال های اخیر در جدول زیر آورده شده است:

سال سود شرکت ایران یاسا (میلیارد تومان)
87 1.7
88 12.7
89 9.8
90 6.7
91 17.4
92 27.3
93 17.8
94 2.2
95 2.7-

منبع: سایت کدال بورس

جدول بالا به خوبی نمایان می سازد در سال های اخیر میزان سود شرکت ایران یاسا در حد قابل قبولی قرار داشته، اما به یکباره در سال 95 به زیان دهی رسیده است. نکته عجیب اینکه این شرکت در سال های 88- 91 و در روزگاری که اقتصاد ایران با توجه به تحریم ها در بدترین شرایط قرار داشت، این شرکت همچنان سود ده بوده و توانسته بر سرمایه های خویش بیافزاید. اما در سال 95 با برطرف شدن بسیاری از تحریم ها و در شرایطی که بدون اغراق اقتصاد ایران در وضعیتی به مراتب بهتر و مناسب تر از سالیان گذاشته قرار داشته، نه تنها سود حاصله کاهش یافته بلکه سود منفی یا به عبارتی دیگر زیان را برای سرمایه ها و سهام داران خود به ارمغان داشته است.

تجربه و بررسی های اقتصادی در ایران نشان داده است شرکت یا مجموعه ای که به مرز زیان دهی برسد، به سختی می تواند تحولی بنیادی ایجاد نموده و دوباره به سوددهی و افزایش تولید برسد، خاصه اگر این شرکت از منابع عمومی بهره مند باشد، شرایط به مراتب پیچیده تر و بازگشت به بازار دشوارتر خواهد بود. شرایط ایران یاسا تایر نیز بدین گونه است و با پیشینه آشنایی با فرآیند تصمیم گیری و سیاست گذاری در مجموعه های شبه دولتی به سختی می توان پذیرفت شناخته شده ترین تولیدکننده تایر ایران بتواند از اوضاع کنونی رهایی یافته و اقتدار سابق خویش را بازیابد. حال آنکه شرکت آتیه صبا به عنوان شرکت مرجع و بالاسری ایران یاسا خود از برخی مشکلات مدیریتی رنج می برد، بازگشت دوباره ایران یاسا سخت تر و اوضاع برای آن به مراتب پیچیده تر به نظر می رسد. ضمن اینکه به تازگی درباره قانونی بودن و یا غیرقانونی بودن حضور ولی آذروش، مدیرعامل هلدینگ آتیه صبا در راس این مجموعه، شائبه های فراوانی مطرح شده است.

محمود اسلامیان مدیرعامل صندوق بازنشستگی بارها تاکید کرده است " ۲۸ تصمیم در نهاد دولت و مجلس در سال های گذشته به اشتباه گرفته شد که صندوق های بازنشستگی را اکنون با مشکل مواجه کرده است؛ در سال های اخیر نیز تصمیمات اشتباهی وجود داشت که مقاومت شد و در نهایت اجرایی نشد." حال باید به این سوال پاسخ داد تحت تاثیر کدام روش های مدیریتی برند اول تایر ایران پس از 47 سال به زیان دهی رسانده است؟ با بهره مندی از کدام تدابیر مدیریتی می توان در طول یک سال 2.7 میلیارد تومان به سرمایه بازنشستگان زیان وارد ساخت؟ آیا این زیان میلیاردی نتیجه سیاست های مدیران ناکارآمد و منصوبان صندوق بازنشستگی همراه با عدم توجه به اصل شایسته سالاری نبوده است؟ شرکتی که بیش از ٧٠ درصد بازار ایران را در اختیار دارد و در بازارهای بین المللی نیز شناخته شده است چگونه می تواند زیان ده باشد؟ نکته دیگر که باید بدان اشاره کرد این که از سال 93 که مدیر عامل صندوق بازنشستگی و به تبع آن مدیران زیرمجموعه های آن تغییر یافته اند، ایران یاسا نیز به عنوان یکی از این زیرمجموعه ها، با روندی کاهشی در سود شرکت مواجه بوده و سود حاصله از 27 میلیارد تومان به 17 و 2 میلیارد رسیده تا اینکه در سال 95 زیانی بالغ بر 2.7 میلیارد تومان را رقم زده است.

شرکتی که مسئول محافظت از منافع میلیون ها بازنشسته و سرمایه میلیاردی آنها شده، چنان درگیر سوء مدیریت هاست که خساراتی را نیز متوجه سرمایه آنها ساخته و بازنشستگان را از بهره مندی از منافع سرمایه های آینده خود، محروم کرده است.

ایران یاسا که زمانی به تنهایی در مقابل واردات تایر مقاومت می کرد و بازار داخل را تامین و حتی بخشی از تولید خود را صادر می کرد، در حال حاضر با مشکلات عدیده ای روبرو شده و بازار تایر کشور را در اختیار محصولات خارجی قرار داده است. فرآیندی که مدیران ایران یاسا و آتیه صبا را وادار خواهد کرد برای حفظ کارکنان خود و جلوگیری از زیان بیشتر، سرمایه بیشتری از منابع بازنشستگان را در اختیار گرفته و به مجموعه خود تزریق کنند. در شرایطی که رکود بر اکثر بخش های تولیدی اقتصادی ایران حاکم است، مشخص نیست با کدام روش مدیریتی، سرمایه های عمومی کشور، باید تاوان عدم اطلاع برخی مدیران از تدابیر مدیریتی را بدهند؟ بهتر است مدیران شرکت آتیه صبا به جای تکیه بر سرمایه بازنشستگان، تمکین به قانون و تمرکز بر اصل شایسته سالاری در انتخاب مدیران را در سرلوحه کار خویش قرار دهند. در شرایطی که تمام هم و غم دولت و مدیران اقتصادی دولت دوازدهم سامان بخشی به شرایط بازار کار، اشتغال و تولیدات داخلی است، چگونه می توان پذیرفت صندوق بازنشستگی و شرکت های تابعه با بهره مندی از میلیاردها تومان سرمایه عمومی، نه تنها دست یاری رسان دولت نبوده، بلکه سرمایه های کشور را هدر دهند. ظاهرا صندوق بازنشستگی و زیر مجموعه های آن هم چون آتیه صبا و ایران یاسا تایر، به شکل جزیره ای مجزا از بخش اقتصادی کشور مدیریت شده و کوچکترین هماهنگی با سیاست های کلان اقتصاد کشور ندارند.