سحر ؛

اشاره:

راقم این سطور در نوشته‌های این ایّام، درصدد بود در مورد دو پیشنهاد سابقه‌دار خودش تحت عنوان «آشتی ملی» و «نهضت دوچرخه‌سواری» در راستای تلطیف فضاهای آلوده سیاسی و طبیعی موجود مطالبی به عرض برساند اما شدت آلودگی فضای طبیعی (آلودگی شدید هوا) و فضای سیاسی (آشوبگری‌های این چندروزه) بر آنم داشت که به مسئله حادّ اجتماعی ـ سیاسی روز بپردازم که البته بعداً به دو پیشنهاد نامبرده خواهیم پرداخت که در دیدی کلان، «درمان» شناخته شدة پیشنهادی برای این دو آلودگی است.

* * *

…برای کسانی که طی چهل سال گذشتة انقلاب، حوادث گوناگون و فراز و نشیبهای داخلی و خارجی، سیاسی ـ اجتماعی، اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را رصد کرده و می‌کنند (از جمله حقیر که از آغاز تاکنون به خیال خودم و بسیاری از خوانندگان و همیاران و دوستان قدیم و جدید، همیشه قلم نقدِ سازنده داشته‌ام)، حوادث ساختارشکنانه و ناهنجاری‌های شدید اجتماعی و سیاسی که هر چند گاه، یک‌بار در صحنه عالم سیاست کشور رخ داده و هم‌اکنون شاهد یکی از موارد حاد آن هستیم، همیشه به صورتی اورژانسی و عجولانه، موردشناسی و نقد و رفع و رجوع عاجل ـ و به خیال خودمان کامل(!)ـ، واقع شده‌اند، یکی پس از دیگری رصد کنیم و به علاج ریشه‌ای و اصولی و عالمانه و کارشناسانه آنها برمبنای عقل جمعی و تجربه تاریخی بپردازیم. امّا هیچگاه فرصت و مجال نیافته‌ایم که این وقایع را ـ که هیچکدام بی‌مقدمات و عللی متنوع دور و نزدیک نبوده‌اند ـ نیافته‌ایم.

من در این یادداشت عجولانه می‌خواهم براساس یک دیدگاه اجتماعی ـ سیاسی ـ تاریخی که مورد وفاق اهل مطالعه و اطلاع جملگی و ارباب سیاست و اجتماع و تاریخ است، به این نکته اشاره کنم که نطفه‌های نخستینِ تمام وقایع و حوادث ناگوار ساختارشکنانة ناهنجار، از آغاز انقلاب تاکنون (و حتی قبل از آن) بسته شده است.

«نطفه» یا «دانه» یا «بذر» که پس از مدتی رشد می‌یابد و جان می‌گیرد و حیوان یا انسان یا میوه و گیاه بار می‌آورد!، اما در روزها و حتی گاهی در ماههای آغازین مشهود و ملموس نیست. امّا احساس و دگرگونی حالات «باردار» و نیز شکوفه‌های نازک و حتی گاه نامرئی نخستین میوه و گیاه، به خوبی نشان از یک فرآیند طبیعی منظم و منطقی دارد که با کارکرد اجتناب‌ناپذیر «علل» و «معالیل» بسیار ـ و حتی بی‌شمار ـ سرانجام به مقصد نهایی می‌رسد.

* * *

آنچه در بالا گذشت درخور نگارش یک کتاب قطور است اما من فقط اشاره‌وار می‌گویم که پس از پیروزی انقلاب، به جز آنچه از دشمنان خارجی و داخلی سر زد ـ که هنوز هم به شدت ادامه دارد ـ در افکار و آراء و نظریات و کارکردهای متفاوت و احیاناً متضاد خود ما انقلابیون که نظام جدید جمهوری اسلامی را رهبری و کارگزاری می‌کردیم ـ در کل، نطفه‌های نامرئی اختلاف و تضاد در حال انعقاد و رویش و پرورش بوده و هست…

از سقوط نخستین دولت (موقت) گرفته تا عزل نخستین رئیس جمهور تا وقایع خونبار ترورهای کور کوردلان دروغین مدعی انقلاب تا حملة خائنانه صدام لعین و سرانجام حوادث تلخ ۷۸ و ۸۸ که شاهد اوج ناهنجاری و ساختارشکنی و بلواگری و آشوبگری بودیم تا وقایع روزهای اخیر… همه و همه، سلسله وقایعی مربوط به یکدیگرند که هرکدام نسبت به حوادث قبلی، «معلول» اما نسبت به حوادث بعدی، «علت» یا «جزءالعلة» بوده‌اند…

* * *

و متأسفانه ما در این دوران چهل ساله پیوسته به «معلول» پرداخته‌ایم و به داروها و آمپول‌های قوی مُسکن و علاج موقتی و اورژانسی بسنده کرده‌ایم و هیچگاه به خودمان این فرصت را نداده‌ایم که همه از هر گروه و گرایش با هم بنشینیم و مانند یک تیم پزشکی خُبره و مجهز به مشاوره بپردازیم و از علل بعیده و قریبه و عوامل نزدیک و دور سخن بگوییم و سرانجام به نطفه‌ها و ریشه‌ها و بذرهای نخستین بپردازیم و درصدد علاج ریشه‌ای برآییم. اینست که هر چند گاه یک‌بار، گُسل‌های نهفته در اعماق چند کیلومتری زمین سیاست که مجال بروز نداشته است، به میزان‌ها و درجات کم و زیاد «ریشتری» منفجر می‌شود و در این مورد همه ما عیناً به علاج‌های موقت و ناچارانه برای مقابله با زلزله یا آلودگی هوا می‌پردازیم… و من در سلسله مقالاتی تحت عنوان طنزآمیز «نقش استکبار جهانی در آلودگی هوای تهران» به طنز گفتم که ما عادت کرده‌ایم همة کاسه ـ کوزه‌ها را بر سر دشمنان داخلی و خارجی بشکنیم درحالی‌که البته شیطنت و خباثت تمام اینان که سوار بر موج نارضایتی‌های متراکم (یعنی همان رشد نامرئی نطفه و بذرهای اختلاف) شده‌اند مشهود عام و خاص است، اما این واقعیت، وقتی یکسویه و «سیاسی» دیده شود، به صورت «فرافکنی» درمی‌آید که یک عامل بی‌توجهی، ما به علل و عوامل درونی سیاسی، اجتماعی خودمان است، همین است: ما در همه این  موارد دچار شتاب در قضاوت و سیاسی همة رخدادهاییم.

روزنامه اطلاعات- محمدجواد حجتی‌کرمانی