ترامپ ثابت کرد که اعتقادی به آزادی و رفاه مردم ندارد و مشکل اصلی او تنها با حاکمیت ایران نیست.

سال 2018 در امریکا در حالی شروع می شود که هنوز ابهام های آغاز سال 2017 را با خود دارد و با گذشت یک سال از ریاست جمهوری ترامپ، دنیا هنوز بهت زده و منتظر به نظر می رسد. محصول حضور یکساله ترامپ بر بزرگترین قدرت نظامی اقتصادی، جهانی پر از عدم قطعیت، پیش بینی ناپذیری، شتاب تحولات و جهانی است که محیطی ویبره وار و پر تنش را به تجربه می کند. دنیایی که نمی داند وضعیت پیش آمده چه روشی را پیش گیرد تا کمترین آسیب را ببیند.

سال 2017 دوران اوج تشنجات و بحران های منطقه ای بود و با اینکه در اواخر این سال، سخن از پایان داعش و از دست رفتن پایگاه سرزمینی این گروه تکفیری زده شد اما معادلات جدیدی شکل گرفته است و بر پیچیدگی های منطقه ای اضافه شده است. باید گفت خطر جنگ و تنش به کل از منطقه رفع نشده است. بحران یمن وارد فاز جدیدی شده است و آنچه از آن به عنوان جنگ نیابتی عربستان و ایران یاد می شود، روند جدید و متشنجی را شکل داد. روندی که با جدی شدن خطر موشکهای یمنی برای ریاض و همپیمان اصلی او در یمن یعنی ابوظبی، دخالت امریکا و به میان کشیدن ایران در یمن را جدی کرد.

ترامپ اولین روزهای ریاست جمهوری خود را با خروج از معاهدات بین المللی شروع کرد و همچنین آخرین روزهای سال 2017 را با زیر پا گذشتن قطعنامه های بین المللی شورای امنیت و اعلام انتقال سفارت آمریکا به قدس به پایان رساند.

گذشت یک سال از ریاست جمهوری ترامپ هر بیننده ای را به این نتیجه می رساند که او فردی است با تصمیم های جنجالی و نگران کننده که جهان را بسیار ساده تر از آنچه است می بیند و نمی تواند ابعاد متفاوت مسائل بین المللی را بسنجد و با هم دیگر تحلیل کند.

خروج از نفتا، رد شدن از توافقنامه اقلیمی پاریس، وارد شدن به تنش گسترده با کره شمالی، تهدید دائمی برجام و عدم تایید آن، اعلام انتقال سفارت امریکا به قدس و در نهایت صدور راهبرد امنیتی جدید و قلمداد کردن روسیه و چین به عنوان رقبای امریکا تنها قسمتهایی از تصمیات جنجالی و عجیب ترامپ در این یک سال بودند.

ترامپ همچنان که در شعارهای تبلیغاتی هم دائما از شعار «اول امریکا» استفاده می کرد و قول برگشت عظمت امریکا را می داد در راهبرد امنیتی خود نیز این شعار را به عنوان مبنای رفتار سیاست خارجی امریکا بیان کرد.

راهبردی پر از تناقض برای امریکا

راهبرد امنیتی جدید امریکا فرصتی بود برای ترامپ تا از انتقادات یک ساله منتقدان مبنی بر نداشتن استراتژی بلند مدت برای امریکا فرار کند. ترامپ با سخنرانی در مورد این راهبرد جدید، چنین القا کرد که برای همه مسائل پیش روی امریکا، برنامه و استراتژی دارد و امریکا را به قدرت قبلی خود خواهد برگرداند. اما تناقضات مشهود در این راهبرد نشان می دهد یک گروه منسجم و کارکشته در پشت آن نیست.

برکناری شخصی مانند بنن از تیم امنتی امریکا، زمزمه های برکناری تیلرسون وزیر خارجه از دستگاه دیپلماسی امریکا و یکه تازی نیکی هیلی نماینده امریکا در سازمان ملل در مسائل متعدد امریکا و البته حضور داماد همه کاره ترامپ در پشت بیشتر تحولات سیاست خارجی امریکا نشان می داد که امریکای ترامپ در برنامه های کوتاه مدت خود هم مانده است چه برسد به نوشتن برنامه ای بلند مدت و استراتژی امنیتی بلند مدت. از این رو انتشار چنین سندی در چنین فضایی تعجب آور بود. از این رو این سند را باید محصول تفکرات معتقد به روش سنتی و معقولانه در راهبرد امنیتی مانند تیلرسون، مک مستر و جیمز متیس از سویی و افراد معتفد به تفکرات ساختار شکنانه مانند جرد کوشنر، نیکی هیلی و خود ترامپ از سوی دیگر دانست.

هر چند هر دو گروه معتقد به امریکایی غیر از امریکای دوران گذشته از جمله دوران اوباما هستند اما سند جدید، انعکاسی از اعتقاد تیم ترامپ به اداره جهان بر اساس روشهای غیر معمول است. روشی که نیکی هیلی این روش را در سازمان ملل در پیش گرفته است و خود ترامپ سعی می کند با این روش ساختار شکنانه و از بین بردن تعهدات قبلی آمریکا به آن برسد.

ترامپ بی حوصله و ساختار شکن

ناظران بین المللی همچنان معتقدند ترامپ به رفتارهای گذشته خود ادامه خواهد داد و علیرغم صدور راهبرد امنیتی کار خود را می کند و حتی شاید ده صفحه هم از این سند هزار صفحه ای را نخوانده است. هر چند سند منتشر شده با آنچه در اسناد روسای جمهور گذشته تفاوتهای اساسی و بنیادی دارد و حتی حالتی خویشتن دارانه نسبت به آنچه ترامپ در این یک سال از خود نشان داده است، نوشته شده است، اما ترامپ کسی نیست که در دایره راهبردها و استراتژی ها بگنجد.

از این رو دنیا همچنان باید منتظر بماند. منتظر امریکایی که سردمدار آن بیش از هر چیز به جمله های کوتاه و جنجالی علاقه دارد که از پشت کامپیوتر خود بارها و بارها علاقه دارد برای همه دنیا مخابره کند. او مرد توافقات و معاهدات و گفت و گو های پیچیده و طاقت فرسا نیست. او جهانی ساده و غیر پیچیده را دوست دارد و امریکایی که اول این جهان باشد.

سال 2018 شروع شده است. در امریکا هنوز مردی حضور دارد که حرفهای جدیدی می زند. حرفهایی که مشخص نیست چه تضمینی و چه اعتباری دارد.

ترامپ و ایران

امریکای ترامپ در یکسال گذشته فاصله معناداری از ایران گرفت و بسیاری از مفاهیم و مسائلی که در دوران اوباما می توانستیم اسم حل شده بر آن بگذاریم دوباره به روند اولیه خود بازگشت. مسائلی مانند رژیم چنج و اعتقاد به گفت و گو برای رسیدن به توافقات چند جانبه و مهمترین مسئله اقدام و تنظیم روابط دو جانبه در چارچوب برجام. اما آمدن ترامپ مانند ضربه به توپی بود که اتبوه توپهای توافق شده روی میز بیلیارد را جابجا کرد. رفتار ترامپ با ایران بر مبنای تلاش برای تغییر رژیم در ایران و مخالفت با کلیت حاکمیت است و از این رو هیچ اعتقادی به گفت و گو بر مبنای احترام به توافقات گذشته بین دو کشور ندارد. از این رو در یکسال گذشته تمام تلاش خود را بکار برد تا ساختار برجام را متزلزل کند و در نهایت از تایید آن خودداری کرد و آنرا به کنگره ارجاع داد.

روزهای آینده و شروع سال 2018 می تواند در تنظیم روابط آینده دو کشور تاثیر گذار باشد. چرا که ترامپ باید تکلیف خود را با برجام مشخص کند. توپی که دوباره از کنگره به خود ترامپ برگردانده شده است وضعیت بغرنجی را دارد. اعتراضات چند روز اخیر در ایران و واکنشهای هیجانی و خارج از عرف ترامپ و برخی مقامات امریکایی می تواند بر این موضوع تاثیر بگذارد. ترامپ با رفتارهای گذشته خود نشان داده است اعتقادی به آزادی و رفاه مردم ندارد و مشکل اصلی او تنها با حاکمیت ایران نیست. سال 2018 سالی پر فراز نشیب را برای دو کشور متصور است. سالی که روزهای ابتدایی آن فضایی متشنج برای آینده را نشان می دهد.