هواپیمای مسافربری تهران یاسوج متعلق به شرکت هواپیمایی آسمان با 66 سرنشین که حوالی ساعت هشت صبح امروز از باند فرودگاه مهرآباد برخواسته بود، حدود 50 دقیقه بعد از رادار محو شده و در حوالی سمیرم سقوط کرد.

به گزارش سحر به نقل از اعتدال، طبق آنچه که سایت اطلاعات پرواز فرودگاه های کشور اعلام کرده است، هواپیمای ATR-72-500 متعلق به هواپیمایی آسمان با شماره پرواز IRC3704  از کانتر 29 فرودگاه مهرآباد مسافران خود به مقصد یاسوج را از فرودگاه مهرآباد سوار کرد و حدود 50 دقیقه بعد از رادار خارج شد.

دقایقی بعد خبر سقوط این هواپیما منتشر و مشخص شد که منطقه کوهستانی روستای بیده از توابع شهرستان سمیرم استان اصفهان  و  منطقه ای کوهستانی در رشته کوه دنا سقوط کرده است.

آمار پایگاه اینترنتی Planespotters.net نشان می‌دهد هواپیمای ای تی آر ۷۲ با کد EP-ATX ثبت شده در تولوز فرانسه تولید شده بود و عمر آن ۱۹ سال و ۳ ماه بوده است و شرکت هواپیمایی آسمان آن را در دسامبر سال ۲۰۰۷ تحویل گرفته بود. با این حال عابدزاده، رییس سازمان هواپیمایی کشور با بیان این‌که هواپیمای آسمان که صبح امروز سقوط کرده در سال ۱۹۹۳ ساخته شده گفت: عمر آن 25 سال بوده است.

پس از انتشار خبر سقوط هواپیمای آسمان، مشخص شد این هواپیمای سقوط کرده شرکت آسمان اوایل ماه جاری نیز به دلیل نقص فنی یکی از پروازهای خود را نیمه تمام گذاشته است. این هواپیما در حالی صبح امروز بر اثر برخورد با رشته کوه دنا سقوط کرد، که روز پنجم بهمن‌ماه امسال نیز با مشکلی فنی مواجه شده بود.

پرواز شماره ۳۷۰۴ شرکت هواپیمایی آسمان که با همین هواپیما انجام می‌شده، پس از بلند شدن از فرودگاه مهرآباد در میانه راه با نقص فنی مواجه می‌شود و بار دیگر به تهران باز می‌گردد.

ضمن اینکه این هواپیما در سال ۱۳۹۲ نیز با مشکلی فنی مواجه شده که خلبان امروز هواپیمای سقوط کرده، مانع از فوت مسافران شده است. پرواز شماره ۳۲۰۵ یاسوج – تهران در سال 92 در دقایق ابتدایی پرواز خود با نقص فنی و از کارافتادن موتور سمت راست هواپیما مواجه شده که خلبان پرواز امروز "حجت‌اله فولاد" با توجه به توانایی خود مانع از سقوط این هواپیما شده است.

حال سوال اصلی این جاست هواپیمایی که بیست سال از عمر آن می گذشته و چندین سانحه نیز برای آن رخ داده، چگونه دوباره و بارها و بارها مجوز پرواز گرفته است؟ هواپیمایی که ضریب ناامنی آن در بین شهروندان یاسوجی شهره بوده و بسیاری از مسافران به همین دلیل از سوار شدن بر آن و استفاده از پرواز یاسوج - تهران خودداری می کرده اند. حال چگونه است که شهروندان به سادگی از عدم امنیت یک هواپیما اطلاع دارند، اما این هواپیمای ناایمن و فرسوده همچنان به پرواز خود ادامه می دهد و جان ایرانیان را می گیرد؟

این درحالیست که چندی پیش خبرگزاری رویترز به‌نقل از اتحادیه اروپا اطلاعیه‌ای منتشر کرده و تاکید کرده بود که شرکت ایرانی "هواپیمایی آسمان" را به فهرست آن دسته از شرکت‌های هواپیمایی افزوده است که شرایط آنها از نظر ایمنی پرواز با ضوابط بین المللی مورد نظر این اتحادیه منطبق نیست و در نتیجه، اجازه پرواز به کشورهای عضو اتحادیه را ندارند.

اما این تمام ماجرا نیست؛ فرودگاه یاسوج هم طرف دیگر ماجراست، فرودگاهی که مکان نامناسب جانمایی، عدم دید در بسیاری از مواقع و عدم بهره مندی از تجهیزات به روز راداری آن، نقل محافل استان است و سال هاست مسئولان همچنان در حال چاره اندیشی برای آن هستند. بررسی ها نشان می دهد فرودگاه یاسوج در رشته کوه‌های دنا احاطه شده و همین موضوع باعث شده فرود هواپیماها بسیار سخت باشد و در شرایط جوی نامناسب امکان سانحه‌های هوایی در این منطقه وجود دارد. ضمن اینکه مشکل موانع پروازی در اطراف فرودگاه یاسوج و ساخت و سازهای غیرمجاز در اطراف آن بر معضلات این فرودگاه افزوده است.

با این اوضاع چه کسی باید پاسخگوی بروز حادثه هوایی برای پرواز تهران یاسوج هواپیمایی آسمان و جان باختن 66 نفر از هموطنمان باشد؟ وزارت راه که سال هاست نتوانسته تدبیری برای فرودگاه یاسوج بیاندیشد؟ و هم چنین توانایی نظارت و مدیریت بر ایرلاین ها را نداشته و فعالیت هواپیماهای فرسوده و ناایمن، آسمان ایران را پرخطر کرده اند؟ یا وزارت کار و صندوق بازنشستگی به عنوان مالک اصلی شرکت آسمان که هیچ گونه نظارتی بر مجموعه تحت مدیریت خود نداشته اند؟ یا شرکت هواپیمایی آسمان که پس از بروز مشکلات چندباره برای این هواپیما همچنان آن را فعال نگاه داشته و با جان مردم بازی کرده اند؟ شرکتی که بسیاری از پروازهای آن به طور مداوم لغو شده یا با تاخیر بسیار و بروز نقص فنی انجام شده اند؟

با این حال سابقه نشان داده هیچ یک از مقامات ایرانی نه تنها مسئولیت این گونه فجایع را نمی پذیرند و از مقام خود کناره گیری نمی کنند، بلکه با فرافکنی دیگران، شرایط و حتی قربانیان را مقصر جلوه داده و تنها به یک ابراز همدردی با خانواده های قربانیان و در نهایت پیام، اشک و آهی بسنده می کنند. این فاجعه دردناک نیز از این موضوع جدا نیست و هنوز ساعتی از رخداد آن نگذشته فرافکنی برخی از مسئولین امر برای شانه خالی کردن از بار این فاجعه آغاز شده و هریک دیگری را باعث بروز این فاجعه قلمداد کرده اند.

بهتر است مسئولین بروز این فاجعه به جای اینکه اشکی بریزند و با خانواده های قربانیان گریه کنند، مسئولیت تقصیر خود را پذیرفته و پاسخگوی ناکارامدی مدیریتی مجموعه خود باشند. در بسیاری از کشورها بروز چنین حوادثی به راحتی می تواند به عزل یا استعفای خیل عظیمی از مدیران ختم گردد، اما در این با اشک و پیامی همه چیز به فراموشی سپرده می شود و کسی هم پاسخگوی سوالات مردم و بازماندگان نیست. واقعیت آنکه مردم به دنبال گریه کن نیستند، مردم تنها و تنها پاسخ می خواهند. به دنبال کسی هستند که پیش از بروز چنین حوادث دردناکی، بر مجموعه تحت نظارت خود مدیریت کارآمد داشته  و مانع از بروز چنین فجایعی گردد. وگرنه گریه کردن و ابراز همدردی با خانواده های قربانیان دردی از دردهای بسیار آن ها نخواهد کاست.