روزنامه ابتکار رویکرد نامزدهای ریاست جمهوری در سیاست خارجی را بررسی کرد و نوشت:

اصول سیاست خارجی ایران، منبعث از قانون اساسی مواردی همچون حفظ کرامت، عزت، تحقق سعادت و رفاه بشری و حفظ استقلال در چارچوب نفی سلطه جویی و سلطه پذیری را تشکیل داده و در یکی از بندهای آن بر تقویت کامل بنیه دفاعی کشور تاکید شده است.

در این میان سیر حوادث و تحولات مختلف در طول سه دهه گذشته باعث شده است که با توجه به روند جهانی و منطقه ای، هم راستا با اصول ثابت ذکر شده، فراز و نشیب های زیادی را در عرصه سیاست خارجی ایران شاهد باشیم. با پایان یافتن جنگ تحمیلی و آغاز دوران سازندگی، تعامل با کشورهای جهان در دستور کار دولت سازندگی قرار گرفت و پس از آن در دوران اصلاحات با توجه به حمله آمریکا به عراق و افغانستان، شاکله راهبرد سیاست خارجی به مسایل منطقه‌ای معطوف شد.

با روی کار آمدن دولت نهم و دهم و نگاه خاصی که این دولت نسبت به تعاملات جهانی از خود نشان می داد، شاهد بودیم که این دیدگاه خاص با گره خوردن به مناقشه اتمی و تحریم های گسترده علیه ایران، مقدمات دوران انزوا در سیاست خارجی کشور را فراهم آورد. در این زمان رقبای منطقه ای ایران با دامن زدن به مساله ایران هراسی سعی در تخلیه تمامی ظرفیت های استراژیک ایران داشته و همراه و همگام با فشارهای بین المللی تا حدود زیادی موفق به اجرای سیاست های خود نیز بودند.

در همین رابطه یکی از دیپلمات های با سابقه کشورمان گفته بود: در دولت قبل روابط خارجی ایران به سطحی رسیده بود که به سفرای ما در سطح ادارات وقت ملاقات داده می شد و نمایندگی های ایران در خارج از کشور عملاً در برقراری ارتباط با مقامات ارشد سیاست خارجی در دنیا دچار مشکل بودند.

با روی کار آمدن دولت یازدهم با شعار مذاکره برای رفع تنش ‌های بین المللی و لغو تحریم ها که در آن زمان با استقبال زیادی نیز روبرو شد، شاهد بودیم که پس از ماه ها مذاکرات فشرده و نفس گیر، یکی از پیچیده ترین پرونده های دیپلماتیک در عرصه روابط بین الملل، پس از 12 سال به نتیجه رسیده و طبق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) مهر پایانی بر پروژه ایران هراسی زده شد.

در این خصوص موافقان و مخالفان زیادی در مورد دستاوردها و ناکامی های برجام اظهار نظر کرده اند، اما آنچه که اغلب کارشناسان به آن معترف اند این بود که در مذاکرات هسته ای فصل جدیدی در سیاست خارجی ایران گشوده شد و پرونده ای به سرانجام رسید که در تاریخ روابط بین الملل اگر نگوییم بی سابقه، اما کم سابقه بود. دستگاه دیپلماسی ایران با اجماع در تمامی سطوح حاکمیت، طی مذاکرات هسته ای توانست با تصویب قطعنامه 2231، 6 قطعنامه تحریمی لازم الاجرا شواری امنیت را یکجا ملغی کند. از سوی دیگر ایران نخستین کشوری بود که با حفظ حقوق هسته ای توانست از ذیل ماده 42 فصل هفتم منشور ملل متحد که تمامی کشورها را ملزم به مقابله با خطر ایران می کرد، خارج شده و سایه جنگ را از سر کشور بردارد.

** مواضع کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در حوزه دیپلماسی

هر چند اصول سیاست خارجی ایران ثابت بوده و بر پایه نه شرقی، نه غربی استوار است، اما تغییر در استراتژی های دیپلماسی با توجه به نگاه دولت ها امری طبیعی است. با نزدیک شدن به موعد انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران، مسایل مربوط به حوزه سیاست خارجی بدون شک می تواند یکی از مهمترین بخش های مناظرات و نطق های انتخاباتی را تشکیل دهد. امری که کارشناسان معتقدند در زمان انتخابات سال 92 بسیار در موفقیت حسن روحانی تاثیرگذار بود.

در این میان روحانی به عنوان رئیس جمهوری مستقر با توجه به سابقه طولانی خود در حوزه دیپلماسی، همچنان راهبرد سیاست خارجی دولتش را تعامل سازنده با جهان در چارچوب دولت توسعه‌گرا قرار داده است. وی در دولت اول خود نیز به دنبال آن بود که از طریق تنش زدایی، اعتمادسازی و دوری کردن از امنیتی شدن پرونده ایران، زمینه را برای رشد و توسعه سیاسی فراهم کند.

اسحاق جهانگیری نیز به عنوان معاون اول رئیس جمهوری یازدهم پا به عرصه انتخابات گذاشته است و همانطور که از قبل نیز اشاره کرده، از همین اصول پیروی کرده و در مناظرات در جهت تقویت روحانی می کوشد.

از سوی دیگر محمدباقر قالیباف به عنوان یکی از رقبای جدی روحانی در این دوره، با تشریح دیدگاه های خود در عرصه دیپلماسی اعلام کرده که سیاست خارجی من فارغ از تقابل و ائتلاف، بر روی رقابت جدی برای تامین منافع ملی متمرکز است. وی معتقد است که تقابل با آمریکا به خودی خود ارزش محسوب نمی شود، همانگونه که ائتلاف با آمریکا نیز نمی تواند منافع ما را تامین کند.

وی همچنین با انتقاد از سیاست خارجی دولت نهم و دهم گفته است: ما 30 سال حامی آرمان فلسطین بوده ایم. به واسطه هوشمندی امام و رهبری کسی نتوانست ما را متهم به ضد یهود بودن کند. اما قضیه هولوکاست دولت دهم ما را به کجا رساند و چه نفعی برای انقلاب و فلسطین داشت؟ این نتیجه همان آرمان گرایی خامی است که در طی زمان استحاله شده است.

ابراهیم رئیسی نامزد دیگر از طیف اصول گرایان نیز، علیرغم اینکه هنوز برنامه خاصی در حوزه سیاست خارجی ارائه نداده است، اما در کنفرانس خبری خود پس از ثبت نام ریاست جمهوری گفته بود: مصلحت ایجاب می کند که تجربیات دیگران را مورد توجه قرار داده و با برنامه ای برون زا و درون نگر، ارتباطات اقتصادی و اجتماعی ایجاد کنیم. وی همچنین تاکید کرده که تعامل با غرب جزیی از برنامه های من خواهد بود و به جز رژیم صهیونیستی با رعایت عزت، با همه کشورها تعامل خواهیم داشت.

مصطفی میرسلیم کاندیدای حزب موتلفه نیز علیرغم گرایشش به اصول گرایی، در صحبت های خود سیاست خارجی دولت روحانی را مورد تمجید قرار داده و گفته است: در این زمینه آن اقتداری که امام مدنظر داشت، به زیبایی پیاده شد. ما امروز از لحاظ اقتدار بین المللی در جایگاه خوبی قرار داریم که نمونه آن حل دو ساله مذاکراتی بود که دوازده سال طول کشید.

مصطفی هاشمی طبا نیز در بیانیه خود پس از اولین مناظره تلویزیونی ضمن انتقاد از مخالفین برجام آورده است: بهانه گیری های آمریکا موجب شد که منتقدان سیاسی بگویند چرا با آمریکای بدعهد به تفاهم آمدید و غوغا سالارانه خدمات ارزشمند ریاست جمهوری و وزیر خارجه را نفی و از آن کاریکاتور و بالاتر از آن خیانت ساختند. مگر نمی دانند اولا معاهده با آمریکا نبوده و با 1+5 بوده و ترامپ می گوید بدترین معاهده برای آمریکا بوده است. ثانیا احتمال بدعهدی موجب عدم امضای معاهده نیست.

در همین راستا از آنجا که مسایل سیاست خارجی یکی از اصلی ترین ارکان تبلیغات و مناظرات نامزدهای ریاست جمهوری را تشکیل خواهد داد و هر کدام از نامزدها سعی خواهند کرد مانند دوره قبل از این ظرفیت گسترده جهت اضافه کردن به سبد رای خود استفاده کنند، دکتر اردشیر پشنگ کارشناس روابط بین الملل در گفت‌ وگویی با «ابتکار» ضمن بررسی سیاست خارجی ایران طی دو دهه گذشته معتقد است: طبق قاعده ای قدیمی که سیاست خارجی دنباله سیاست داخلی و تحت تاثیر تحولات آن قرار دارد، در ایران نیز این قاعده کاملاً حاکم بوده و روی کار آمدن جریان ها و شخصیت های مختلف در ریاست جمهوری تا حد قابل توجهی بر سیاست خارجی ایران تاثیرگذار خواهد بود.

هر چند برخی معتقد هستند که سیاست کلی نظام توسط حاکمیت کلان در ایران تعیین می شود، اما مشخصات و ویژگی های سیاست خارجی ایران، چه در دوران سازندگی، اصلاحات، دولت نهم و دهم و همچنین دولت فعلی حاکی از آن است که تغییر رئیس جمهور و نوع نگرش جریان حامی آن یکی از فاکتورهای تاثیرگذار در سیاست خارجی است. به طور کلی در دولت قبل ما شاهد بودیم که مجموعه شعارهای احیای ارزش های انقلاب اسلامی و شعارهای تهاجمی منطقه‌ای مثل هولوکاست و احیای روابط با جهان خارج از غرب مانند کشورهای کوچک آفریقایی و آمریکای لاتین، دست به دست هم داد که یک وضعیت و روند بین المللی علیه ایران شکل بگیرد و عدم حل آن نیز مزید بر علت شد که ایران به عنوان سیبل اصلی تهاجم قدرت های بزرگ تبدیل شود. صدور قطعنامه های تحریمی مختلف در شواری امنیت که نه تنها با همراهی آمریکا، انگلیس و فرانسه بلکه با همراهی روسیه و چین حاصل شد، حاکی از آن بود که سیاست خارجی ماجراجویانه و احساسی و به دور از درک واقعیت های موجود مشکلات عدیده ای را برای کشور فراهم ساخته است.

برای نخستین بار ما شاهد بودیم که سازمان ملل متحد ایران را ذیل فصل هفتم شواری امنیت قرار داد. همانطور که می دانید تمام کشورهایی که در ذیل فصل هفتم قرار گرفته بودند، در نهایت مورد حمله نظامی اعضای شورای امنیت قرار گرفتند. در نتیجه شاهد بودیم که سایه شوم جنگ به واسطه عملکرد دولت قبل بر سر ایران قرار گرفت که این سایه خطرناک تا همین اواخر نیز برقرار بود.

در عرصه منطقه ای نیز متاسفانه باید گفت که سیاست خارجی ما به نوعی باعث افزایش تنش در منطقه شد. در اولویت قرار دادن برخی از فاکتورها در منطقه ای مملو از هویت های متفاوت و متعارض باعث شد که تنش و سردی روابط بیش از پیش ایجاد شود. به باور من این وضعیتی که امروز برای ما در منطقه حاکم است، زمینه هایش در دولت قبل ایجاد شده بود.

ما شاهد هستیم دیپلماسی فعال ایران که در دولت های سازندگی و اصلاحات شکل گرفته بود و روابط بسیار نزدیکی با قدرت های منطقه ای مانند عربستان و ترکیه ایجاد شده بود در دولت قبل کنار زده شد و در خلال برخی از اتفاقات منطقه مثل روی کار آمدن جریان محافظ کار در عربستان و تلاش ترکیه برای افزایش قدرت خود پس از بهار عربی باعث بوجود آمدن یک وضعیت امنیتی بغرنج با بازی حاصل جمع صفر در منطقه شد. در نتیجه به باور من کارنامه دولت نهم و دهم از منظر سیاست خارجی کارنامه ای بسیار قابل انتقاد و در پاره ای از مواقع فاجعه‌بار بوده است.

** روحانی و سیاست خارجی

وی در ادامه در خصوص رویکرد سیاست خارجی دولت یازدهم که در صورت پیروزی کاندیدای آن در انتخابات همچنان تداوم خواهد یافت، می گوید: با توجه به جمیع شرایط داخلی و خارجی دولت یازدهم مهمترین ماموریتش این بود که ایران را از خطر جنگ برهاند و سعی کند با یک نوع تنش زدایی تحریم های بین‌المللی را در یک مکانسیم جدید حقوقی لغو کند. در این راستا با حمایت مقام معظم رهبری و استراتژی نرمش قهرمانانه زمینه ساز این شد که جهت گیری سیاست خارجی ایران تغییر کند.

در این میان انتخاب افراد کارکشته و کاربلدی همچون محمدجواد ظریف و تیم همراه وی برای پست وزارت خارجه یکی از عواملی بود که پس از مذاکرات بسیار فشرده به رغم اینکه مخالفان بسیار جدی در آمریکا، منطقه و حتی داخل کشور داشت نهایتاً ایران را تبدیل به نخستین کشوری کند که بدون حمله نظامی از فصل هفتم منشور خارج شد.

همچنین شاهد شکل گیری ارتباطی فراتر از پرونده هسته ای میان وزرای خارجه ایران و ایالات متحده در خصوص تحولات افغانستان، بحران عراق و سوریه بودیم که بسیار در راستای حفظ منافع جمهوری اسلامی ایران در منطقه اثربخش بود.

** کدام نامزد از کارت سیاست خارجی بهتراستفاده می کند؟

این کارشنان روابط بین الملل در پاسخ به سوالی در مورد برنامه‌های سیاست خارجی نامزدهای ریاست جمهوی و اینکه برخی از کاندیداهای اصول گرا نیز دیپلماسی دولت قبل را زیر سوال برده اند و اینکه آنها چه برنامه ها و رویکردی را نسبت به مسایل سیاست خارجی در طول دوران مبارزات انتخاباتی و حتی در صورت پیروزی در دولت خود خواهند داشت، تصریح کرد: اگر روحانی و جهانگیری را در یک جهت طبقه بندی کنیم، به غیر از روحانی هیچ کدام از چهار کاندیدای دیگر برنامه ای مدون و مشخصی در خصوص سیاست خارجی در طول رقابت های ریاست جمهوری ارائه نکرده اند.

به باور من به صورت قابل تاملی سیاست خارجی آقای رئیسی و قالیباف فاصله زیادی با سیاست خارجی دولت یازدهم خواهد داشت. در صورت پیروزی، هر یک از این دو تن یک جریان اصول گرایی را در راستای سیاست خارجی سازگار با شعار بخش های قدرتمندی از جریان اصول گرایی دنبال خواهند کرد.

معتقدم به غیر تیم آقای روحانی هیچکدام از کاندیداها در سیاست خارجی حرفی برای گفتن نداشته اند و این در حالی است که مساله سیاست خارجی در ایران با توجه به تحولات منطقه ای و نظام بین الملل یک موضوع بسیار مهم برای رئیس جمهوری ایران خواهد بود.

وی در ادامه تاکید کرد: این عدم شفافیت، موضع گیری و فقدان تجریه کاندیداهای فعلی در قبال سیاست خارجی می تواند برای ما هزینه بردار باشد. به عقیده من حضور آمران حمله به سفارت عربستان در ستاد یکی از کاندیداها بسیار قابل تامل است و نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت. وجود محتمل چنین افرادی که می توانند روابط با یک قدرت منطقه ای مانند عربستان را به ناگاه با چنین چالشی مواجه سازند، می تواند برای رئیس جمهوری آتی و حتی آینده کشور، پر ریسک و خطرناک باشد.

در نتیجه با توجه به این موارد اعتقاد دارم که در زمینه سیاست خارجی هیچ یک از کاندیداهای موجود قابل قیاس با برنامه ها و اقدامات روحانی نیستند و تا به امروز نیز شاهد بوده ایم که برنامه مدونی نیز در حوزه دیپلماسی ارائه نکرده اند.