غلامرضا ظریفیان در یادداشتی در روزنامه آرمان امروز نوشت:

متاسفانه دومین مناظره انتخاباتی کاندیداهای ریاست‌جمهوری درحالی برگزار شد که مهم‌ترین شاخص‌های فرهنگی از جمله صداقت، امانتداری و حفظ حریم جامعه و اشخاص در آن مورد توجه قرار نگرفت، زیرا وقتی فردی پشت تریبون قرار می‌گیرد، باید بنابرآموزه‌های پیامبر اکرم(ص)، آبروی مومن را مانند خون وی تلقی کند و حتی برای رای‌آوری، بیشتر به ‌آبروی اشخاص توجه کند.

از همان ابتدای مناظره آقای محمدباقر قالیباف در تلاشی مذموم، موضوعی را مطرح کرد که پیش از آن جزئیاتش از سوی دستگاه قضائی کشور اعلام شده بود. بنابر اعلام قضائی مشخص شده بود این موضوع در عین اینکه درباره دختر وزیر آموزش و پرورش بوده، اما جرم نبوده است. متاسفانه آقای قالیباف با اشاره به این موضوع تلاش کرد تا نظر‌ فرهنگیان و ‌معلمان را به سوی خود جلب کند. وی به گونه‌ای ناپسند وارد موضوعی فرهنگی شد.

در ادامه مناظره، بحث‌هایی چون نحوه برخورد با مردم و فضای فرهنگی، همچنین سیاست خارجی مطرح شد و خلاف مناظره قبلی، آقای سیدمصطفی آقامیرسلیم تلاش کرد تا متفاوت‌تر از گذشته ظاهر شود. وی در این مناظره نقدهای بیشتری در آستین خود داشت و به نمایندگی از جریانی آمده بود که از گذشته به تنگ‌نظری فرهنگی مشهور است. این بسیار عجیب است که جریانی با چنان کارنامه‌ای در حوزه فرهنگ، امروز موضعی لیبرالی در این حوزه پیدا کرده و معتقد است باید تمامی امور فرهنگی و سیاسی به مردم واگذار گردد.

همچنان در این مناظره شاهد رویارویی دو دیدگاه در کشور هستیم؛ دیدگاهی که تلاش می‌کند با دست گذاشتن روی شکاف‌های طبقاتی جامعه مانند «فقر» و «طبقات محروم»، خود را حامی و مدافع حل مشکلات قشر ضعیف نشان دهد و دیدگاهی که بیشتر عملگرا بوده و درحوزه سیاست خارجی عملکردی موفق داشته است که در واقع در این مناظره هم از عملکرد خود دفاع می‌کند، هم به گونه‌ای بیان می‌کند که وعده‌ها و شعارهای دیدگاه مقابل، پایه و اساسی منطقی و عقلانی ندارند و کاربردی انتخاباتی دارند.

به بیانی دیگر، در این انتخابات با دو جریان روبه‌رو شده‌ایم: نخست جریانی که با گذشته‌ای روشن به میدان آمده و دیگری جریانی است که با تفکر احمدی‌نژادیسم به میدان آمده؛ همان تفکری که تقابل شدیدی با دولت‌های «سازندگی» و «اصلاحات» داشته است. دیدگاه‌های این جریان متکی بر گزاره‌های فرهنگی‌ـ سیاسی بسته‌تری است که امروز مدعی گشودگی فرهنگی شده است.

رقابت‌های این‌چنینی از یک جانب بسیار مفید است، زیرا نشان می‌دهد دو دولت «اصلاحات» و «تدبیر و امید» ظرفی را ایجاد کردند که امروز کسانی که حتی کارنامه روشنی در گشودن فضای فرهنگی کشور ندارند، برای مطرح کردن خودشان مجبورند از شعارهای گشایش فضای فرهنگی استفاده کنند.

سخنان آقای اسحاق جهانگیری نیز مهم بود، زیرا گاهی ممکن است حافظه تاریخی مردم دچار مشکل شود. وی همواره با تاکید برجمله «به‌یاد بیاورید» تلاش کرد تا روزهای سخت دولت‌های نهم و دهم را به‌یاد مردم بیاورد.

آقای روحانی نیز در همین راستا، از مردم خواست به‌یاد بیاورند که کجا بودند و امروز به کجا رسیده‌اند. همچنین به این جمله معروف نیز اشاره کرد که «در نیمه راه باز نمی‌مانیم» و «به‌عقب برنمی‌گردیم». خوشبختانه در این ایام، مردم با نگاه به سوابق و تبار سیاسی کاندیداهای مدعی متوجه می‌شوند که شعارهای آنان تا چه مقدار می‌تواند قابلیت تحقق در جامعه پیدا کند.