مناظره‌های زنده تلویزیونی به یکی از پربحث‌ترین و پرواکنش‌ترین خبرهای روزهای اخیر در کشور بدل شده است. بحث‌ها، چالش‌ها و گاهی تخریب‌هایی که در مناظرات صورت گرفته، باعث شده که حساسیت مردم به این انتخابات بیشتر شود. یکی از موضوعاتی که در این مناظره‌ها باید به آن توجه کرد، رویکرد حسن روحانی و اسحاق جهانگیری است. جهانگیری که در کنار روحانی در انتخابات حضور پیدا کرده، از ابتدا هم قرار بود که به نفع روحانی کنار بکشد و به عنوان صدای جریان اصلاح‌طلب در مناظرات انتخاباتی حاضر شود. اولین دور مناظره‌ها باعث شد که محبوبیت جهانگیری در میان مردم بالا رود. بسیاری از مردم، باتوجه به شواهد معتقدند که آقای جهانگیری و دکتر روحانی تقسیم کار کرده‌اند تا روحانی برنامه‌های آینده را گفته و جهانگیری با تخریب دولت یازدهم مقابله کند. اما همین موضوع باعث شده که محبوبیت جهانگیری به شدت افزایش پیدا کند. انتقال محبوبیت جهانگیری به روحانی بحث مهمی است که باید پیش از انصراف جهانگیری رخ دهد. برای بررسی این موضوع با اشرف بروجردی، رئیس کتابخانه ملی و کمیته زنان ستاد انتخاباتی روحانی گفت‌وگویی کردیم که متن آن را در ادامه می‌خوانید.

آقای جهانگیری باتوجه به اینکه موفق شد به خوبی از دستاوردهای دولت در برابر هجمه‌های برخی نامزدها دفاع کند، محبوبیت بالایی کسب کرده است. آیا این محبوبیت به آقای روحانی منتقل می‌شود و به عنوان اهرمی برای تضعیف آقای روحانی محسوب نمی‌شود؟

 این گمان که محبوبیت آقای جهانگیری از آقای روحانی بیشتر شده، دریافتی از این است که دفاعیات آقای جهانگیری مورد وثوق مردم قرار گرفته است؛ این به این معنا نیست که محبوبیت آقای جهانگیری از آقای روحانی بیشتر شده است. مردم تفاوتی میان این دو نامزد قائل نیستند و این دو شخص را در تقابل با یکدیگر نمی‌دانند که ما بیم آن را داشته باشیم که اگر آقای جهانگیری انصراف دهد، آرای وی به سمت آقای روحانی سوق پیدا می‌کند یا نه. من معتقدم که قطعا بخش عمده‌ای از آرای آقای جهانگیری پس از انصراف به سمت آقای روحانی می‌رود و این موضوع نیز طبیعی است. افرادی که ممکن بود به آقای روحانی رأی ندهند، پس از انصراف دکتر جهانگیری به گزینه مورد حمایت اصلاح‌طلبان رأی خواهند داد. در این میان، افرادی به آقای روحانی رأی نمی‌دهند که از ابتدا نیز تصمیم داشتند به او رأی ندهند و یا نظر آنها بر عدم شرکت در انتخابات بوده است. بنابراین مقوله انصراف، تاثیری در ریزش آرای آقای روحانی نخواهد داشت. افرادی که از ابتدا نظرشان بر آقای روحانی بوده، با آمدن جهانگیری به این نتیجه رسیده‌اند که او شناخت کاملی از مسائل کشور دارد و می‌توانند به عنوان گزینه خود او را انتخاب کنند، اما با انصراف او، رأی آنها به سبد آقای روحانی ریخته می‌شود. ما شاهدیم که در نظرسنجی‌ها، رأی آقای جهانگیری بالا رفته، اما رأی آقای روحانی ریزشی نداشته است که این موضوع نشان می‌دهد از محبوبیت آقای روحانی کاسته نشده است.

باتوجه به برآوردی که از جامعه می‌شود بسیاری از صاحبنظران معتقدند که فضای جامعه نسبت به انتخابات‌های گذشته، آن‌طور که انتظار می‌رفت، انتخاباتی نشده و پویایی‌ لازم در کشور وجود ندارد. این درحالی است که در این انتخابات، شبکه‌های اجتماعی هم وجود دارند که در گذشته نبودند و انتظار می‌رفت که به پویایی جامعه کمک کنند.

بله، من هم با این موضوع موافقم. فکر می‌کنم که انتخابات دوره دوازدهم با انتخابات‌های گذشته تفاوت‌های زیادی دارد.

چه تفاوتی؟

برای مثال در جناح اصولگرایی، تصویر روشنی از کاندیدای مورد نظر و نهایی جناح خود وجود ندارد. به همین دلیل شاید یکی از علت‌ها همین موضوع باشد. دلیل دیگر نیز این است که مردم احساس می‌کنند که دور دوم انتخابات آقای روحانی است و به‌طور طبیعی باید پای صندوق رأی آمد و تصور می‌کنم بسیاری از افراد جامعه، انتخابات خود را انجام داده‌اند و گزینه مد نظر آنها آقای روحانی است؛ به همین دلیل، آن فضای رقابتی انتخاباتی را لازم نمی‌بینند. ضمن اینکه صداوسیما نیز می‌تواند تاثیر زیادی بر فضا بگذارد؛ به این معنی که صداوسیما می‌تواند فضای جامعه را انتخاباتی کند، اما به نظر می‌رسد که این موضوع به آن معنای جدی و پررنگ، کلید نخورده و بر بحث مناظرات زنده تلویزیونی نامزدها، متمرکز شده است. در مجموع اگر در ساعت پخش مناظره‌ها، ترافیک شهر را مشاهده کنید، متوجه می‌شوید که ترافیک در روزهای پخش مناظرات، بسیار کمتر از دیگر ساعات است و از خلوتی خیابان‌ها می‌توان حدس زد که مردم به تماشای مناظرات نشسته‌اند تا ببینند چه نتیجه‌ای از آن حاصل می‌شود. بنابراین یکی از دلایل فضای کم‌شور انتخاباتی در جامعه به همین دلایل است که صداوسیما به صورت جدی ورود پیدا نکرده است و این دلیل می‌تواند مضاف بر دلایل قبلی باشد که درباره آنها توضیح دادم. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، رویکرد برخی نامزدهاست که بنای خود را بر تخریب آقای روحانی و آقای جهانگیری گذاشته‌اند. این افراد به جای پایبندی به اخلاق، ارزش‌های کشور و منافع ملی، تمرکز خود را بر تخریب این دو نامزد گذاشته‌اند تا به هرقیمتی که هست، موفق شوند. این موضوع در حقیقت علاوه بر اینکه بی‌اخلاقی است، بی‌توجهی این افراد به ارکان، دغدغه‌ها و منافع کشور را نشان می‌دهد. این تخریب‌ها می‌تواند منجر به دلسردی، بی‌اعتمادی و ناامیدی مردم شود که نتیجه آن، کم‌شور شدن انتخابات خواهد شد. رفتار کاندیداها در مناظرات و اظهار نظر‌ها بسیار بااهمیت است، چرا که اگر کوچک‌ترین اقدام ناصوابی انجام شود، تاثیر مهمی در کشور بر جای می‌گذارد. نامزدها باید به این سمت بروند که در وهله اول تلاش به بالا رفتن اعتماد مردم به کشور شود. احتمال می‌رود که در روزهای پایانی و منتهی به انتخابات، شور بیشتری در کشور به وجود بیاید و فضا انتخاباتی‌تر شود.

تجربه‌های گذشته باعث شده که پختگی جامعه نسبت به مسائل سیاسی-اجتماعی به ویژه انتخابات، بسیار بیشتر شود، اما هنوز هم برخی از مردم بحث عدم شرکت در انتخابات را مطرح می‌کنند که تجربه نشان داده این موضوع بسیار به ضرر کشور و جامعه تمام خواهد شد.

ببینید، طبق آماری که از انتخابات‌های اخیر در دست است، حدود 10 تا 15‌درصد مردم، آرای خاموش هستند که البته برخی از آنها در لحظه‌های پایانی تصمیم به شرکت در انتخابات می‌گیرند. عدم شور انتخاباتی فعلی در جامعه باعث شده که نظر این افراد بیشتر به چشم بیاید و این به منزله بالا رفتن تعداد آنها نیست.

 

منبع: روزنامه  آرمان امروز