رای دادن یا رای ندادن، این بار مسئله تنها به این عبارت ختم نمی‌شود. شرکت در انتخابات به معنای این نیست که ما با تمامی ساز و کارهای انتخابات موافق هستیم بلکه به این معنا می‌توان شرکت در انتخابات را تعبیر کرد که رای ما در مخالفت با حضور تندروها در عرصه سیاست و نفی روش‌های خشونت‌طلبانه برای تغییر است. ما با شرکت کردن در انتخابات گام در نهادینه شدن این سنت برمی‌داریم. در این باب پرسش‌هایی را با دکتر بیژن عبدالکریمی در میان گذاشتیم که در ادامه می‌خوانید:

آقای دکتر پیش‌تر از این فرموده بودید: «برای حفظ کیان این کشور و سنت شدن نهاد انتخابات، هر چند انتخاباتی ناقص و پرمسئله، در قیاس با روش‌های قهرآمیزی که در برخی از کشورهای منطقه دیده می‌شود، در انتخابات اخیر شرکت خواهم کرد.» در انتخابات اخیر هم از این موضع دفاع می‌کنید؟

بله واقعیت این است که ما نباید در رابطه با مسائل سیاسی و اجتماعی با عقل انتزاعی  و غیر تاریخی بیندیشیم. ما باید به شرایط تاریخی و امکانات تاریخی خودمان توجه کنیم. در حال حاضر برای ایجاد تحولات، تغییرات و اصلاحات در کشور ما هیچ آلترناتیو دیگری جز در شرکت در همین انتخابات‌های دست و پا شکسته وجود ندارد. هر چند من خیلی به نیروهای سیاسی موجود امید ندارم با این وصف معتقدم باید از همین انتخابات نیم‌بند هم در حال حاضر استقبال کرد و در آن شرکت فعال داشت.

 شرکت در انتخابات چطور می‌تواند به حفظ کیان کشور کمک کند؟

اگر ما صندوق‌ها را تعطیل کنیم تنها روشی که می‌ماند روش‌های قهرآمیز است و درباره این روش‌های قهرآمیز باید گفت که اولا دوره تاریخی ما دیگر با این روش‌ها نسبتی ندارد و هیچ کس نمی‌تواند با روش‌های قهرآمیز قدرت‌های سیاسی را تصاحب کند و هر کس که با روش‌های قهرآمیز بخواهد قدرت را کسب کند دیگر مشروعیت نخواهد داشت و نخواهد توانست در برابر کوه عظیم بحران‌های ما گامی به پیش بردارد. خود روش‌های قهرآمیز هزینه‌های بسیار سنگین انسانی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی به یک کشور تحمیل می‌کند و آن‌ها را از مسیر زندگی عادی باز می‌دارد و بحران‌های آنها را نه فقط حل نمی‌کند بلکه آنها را مضاعف می‌کند. در واقع در برابر روش‌های دموکراتیک در جهان کنونی هیچ آلترناتیو دیگری وجود ندارد و ما باید بکوشیم تا این نهاد در این کشور نهادینه شود، در غیر این صورت ما هم ممکن است که به همان سرنوشتی دچار شویم که در کشور‌های همسایه نیز شاهدش هستیم.

 به نظر شما با توجه گزینه‌هایی که در رقبای آقای روحانی هستند و با توجه به اینکه ایشان 4 سال بر مسند کار بودند؛ امتداد دولت ایشان می‌تواند مفید فایده باشد؟

از آنجایی که ما در عرصه سیاست و حیات اجتماعی با امور نسبی مواجه هستیم، من بی‌آنکه بخواهم از شخص آقای روحانی و کابینه ایشان دفاع کنم اما فکر می‌کنم شخص آقای روحانی و انتخاب مجدد ایشان و کابینه‌شان نماد این است که در این کشور شرایط ما نسبت به 4سال گذشته تغییر کرده است لذا کماکان در عرصه بین‌المللی می‌توانیم همان مسیر برجام را ادامه دهیم و قدرت‌های جهانی به خصوص پوپولیسمی که در آمریکا حاکم شده است را خلع سلاح کنیم. هر تغییر در شرایط ملی ما ممکن است که این بهانه و دستاویز را به پوپولیسم آمریکایی بدهد که به دلیل اینکه شرایط در ایران تغییر کرده است آنها نیز رویکرد خودشان را تغییر بدهند و این برای ما به هیچ وجه خوب نیست و این موضوع برای سرنوشت مردم و منافع ملی به هیچ وجه کارکرد مثبتی نخواهد داشت زیرا ممکن است این دستاویز باعث شود که دوباره شیوه‌های تند و خشنی را علیه ما به کار برند و دوباره فضای کشور هم به لحاظ اقتصادی و هم فرهنگی بسته و فضای پلیسی-امنیتی دوباره حاکم شود. در حال حاضر به لحاظ دیپلماسی عقلانیتی که جامعه ما به جای تندروی‌های 8 سال دولت نهم و دهم در پیش گرفته رویکرد قابل توجهی است و  این عقلانیت و اعتدال‌گرایی نظر جهانیان را به ما معطوف و معتدل‌تر کرده است و نوعی شکاف در سرمایه‌داری جهانی ایجاد کرده و به نظر می‌آید آقای ترامپ در موضع ضعف قرار گرفته است. لذا هر گونه تغییر در شرایط داخلی ما صورت بگیرد و نیروهای تندرو روی کار بیایند شرایط جهانی هم به نفع ما نخواهد بود و تغییر خواهد کرد.