محمد باقر قالیباف شهردار تهران باز هم سودای شهریاری می پروراند. صدارت دوازده ساله ی او بر شهرداری که با همراهی اعضای اصولگرای شورای شهر تهران مترادف بوده است، وی را به این صرافت انداخته که نعل و به نعل با تمسک و تشبه به محمود احمدی نژاد از معبر شهرداری به مصدر ریاست جمهوری نشیند و قدر ببیند. اما واقعیت این است که این بار هم سردار شهردار همانند گذشته به سبب آنچه بی گفتمانی و هویت ژلاتینی سیاسی فکری می نامم شاهد اقبال را در کنار  نخواهد کشید.

نکته ی پر اهمیت در این میان این است که در صورتی که شوراها را پارلمان شهری و مرجع تقنین و نظارت و شهرداری ها را دولت های محلی و  مصدر و محمل مدیریت اجرایی تلقی کنیم می توانیم تصویر و تصور واقعی از عملکرد و کارنامه و افق و چشم انداز توان اجرایی وی ارائه کنیم. نظارتی که کنه آن عمدتا منافع گروهی را آماج طراحی های خود قرار داده است و مدیریت اجرایی را که لابی های درون گروهی را محور سیاست ورزی خویش ترسیم کرده است و این همان نگاهی ست که در برابر تخلفات و قانون گریزی های احمدی نژاد راهبرد  سکوت حمایت آمیز را پیگیری می کرد .

به عبارت دیگر شان نظارتی شورای شهر با رویکردی تقلیل گرایانه و نگاهی کارکرد گرایانه معطوف به رقبای شهردار شد و شورای شهر شان تقنینی خویش را وانهاد و برای خویش جایگاهی دیگر تعریف کرد، که مفهوم آن حمایت از شهرداری بود و نه الزاما در نظر گرفتن منافع شهر و مردم! می توان اینگونه از این راهبرد اسنتتاج کرد که قالیباف و احمدی نژاد دو روی یک سکه اند. سکه ای از رونق افتاده به نام پوپولیسم که کمترین دستاورد حاکمیت آن اختلال و اخلال و انسداد و تزاحم و تداخل و تعارض با توسعه ی پایدار است.

رهبری معظم انقلاب در مواضع و اظهارات خویش به کرات بر واقعی بودن وعده ها و شعارهای انتخاباتی کاندیدا ها در حوزه های مختلف تاکید موکد داشته اند.ا ما نگاهی به مواضع و شعار های قالیباف در روزهای اخیر نشان از نادیده گرفتن این رهنمون های هوشمندانه است، تقسیم جامعه به ۹۶ درصدی ها و ۴ درصدی ها بازتولید همان نگاهی ست که با دوقطبی ساختن فضا در انتخابات ۸۴ شکاف و گسل در طبقات مختلف و سلایق متفاوت جامعه را رقم زد. همان دو قطبی کاذبی که معظم له برای اجتناب و پرهیز از شکل گیری آن مواضع قاطع و حکیمانه ای اتخاذ نمودند، و اینک قالیباف با ورژن تقلیل یافته ای به دنبال بازتولید آن است.

رویکرد های پوپولیستی و احساس گرایانه که صرفا کارکرد منفعت گرایانه در آن اصالت و اهمیت دارد قطع به یقین عمده ترین و مخاطره آمیز ترین تهدید و چالش برای حاکمیت عقلانیت ،اعتدال و مدیریت اگاهانه مبتنی بر متد و روش های علمی و کارشناسانه است و اینک در غیاب احمدی نژاد، محمدباقر قالیباف نماینده ی این تفکر و نگاه است. نگاهی که حجم آسیب ها و خسارت حاکمیت آن در هشت سال صدرات مهرورزان بر دستگاه اجرایی کشور را از صمیم جان مشاهده کرده ایم.

استمرار و امتداد اعتدال روی دیگر سکه ی پیشرفت و توسعه است و ادامه  و نهادینه شدن عوام گرایی و عوام فریبی جلوه ای دیگر از ناکارآمدی و انزوا و قالیباف به مثابه نماینده ی احمدی نژادیسم که  با نگاهی به کارنامه ی شهری او  که به جای پرداختن به منافع ملی که متضمن عقلانیت و تدبر و تعمق است با برجستگی اقدامات تبلیغاتی به دنبال جذب آرا و جلوس بر کرسی ریاست جمهوری است، نماینده ای تمام عیار برای احمدی نژادیسم .

تفکری که ریاست جمهوری را فقط  برای ریاست جمهوری میخواهد و به سبب آنچه نظارت نحیف بر اقدامات سترگ خویش می داند با حدت و قوت در پی تحقق اهداف خویش است. شجاعت و صداقت توسعه در به کار گرفتن عقلانیت، صلح طلبی و رویکرد های تعامل گرایانه پدیدار خواهد شد و نه ضرورتا در تخاصم رویکرد های تقابل جویانه. تفاوت عوام گرایی و عقل گرایی، برای ایران، از این جا اغاز خواهد شد.

مجید فراهانی*دبیرکل حزب ندای ایرانیان

منبع: اعتدال