شرایط کشور در سال 92 به گونه‌ای بود که روی کار آمدن دولت یازدهم توانست سایه بسیاری از بحران‌ها را از سر کشور دور کند، با این حال برخی از تحلیلگران سیاسی معتقدند سال‌های آینده نیز همچنان مشکلات و مسائلی پیش روی کشور است که  مقابله با آن‌ها به تدبیر ویژه‌ای نیاز دارد.

علیرضا علوی‌تبار فعال سیاسی اصلاح‌طلب در گفت‌وگو با آرمان ملی، عملکرد روحانی و احتمالات آینده را تحلیل کرده است.

 عده‌ای معتقدند بهبود شرایط کشور، مستلزم آن است که راه دولت یازدهم در دوره بعد نیز ادامه یابد و از این منظر از رأی دوباره به حسن روحانی حمایت می‌کنند، به نظر شما چرا باید دوباره به حسن روحانی رأی داد؟

در چهار سال آینده ایران با مسائل و مشکلاتی مواجه خواهد بود که مقابله با آن‌ها در توان نیروی سیاسی‌ای است که اولا بینش و نگرش مناسبی داشته باشد، ثانیا بتوانید تیمی با ترکیب مناسب تدارک ببیند، ثالثا قادر باشد محیط اقدامات خود را مساعد کرده و تنگناهای آن را برطرف سازد. در میان افرادی که در صحنه رقابت حاضرند آقای روحانی در این زمینه از همه در موقعیت بهتری قرار دارد.

  منظورتان از مشکلات چهار سال آینده چیست؟

به نظر من در چهار سال آینده چند مسئله و مشکل اساسی در برابر ایران قرار خواهد داشت؛ اول؛‌ امنیت ملی، یکپارچگی ملی و منافع ملی ما از طرف نیروهای منطقه‌ای و جهانی تهدید خواهد شد. برای مقابله با این تهدید ضمن آنکه باید نیروهای نظامی را تقویت کرد بایستی کوشید تا نیروهای نظامی در رقابت‌های سیاسی و اقتصادی داخلی وارد نشوند و نماینده تمام مردم و جناح‌های داخلی بوده و از حمایت آن‌ها برخوردار باشند. به علاوه بایستی با تاکید بر مفهوم «شهروندی» هویت ملی را بازسازی و تقویت کرد به گونه‌ای که در هیچ بخشی از جامعه احساس انزوا و طردشدگی پدید نیاید. دوم؛  ‌اعتبار نهادهای حکومتی کاهش یافته است و اگر جلو این کاهش اعتبار گرفته نشود ممکن است ما را با بحران‌های سیاسی مواجه سازد. لازم است دولت از طریق تاکید بر حاکمیت قانون (فراموش نکنید که قانون بد بهتر از بی‌قانونی است) و شفاف‌سازی فرایندهای تصمیم‌گیری و تقویت ساز و کارهای نظارتی، با این کاهش اعتبار مقابله کند. به علاوه آزادی بیشتر رسانه‌های داخلی و رقابتی‌تر کردن فضای سیاسی و رسانه‌ای می‌تواند جلو این کاهش اعتبار را بگیرد. سوم؛ تعارض‌ها و تضادهای درون حاکمیت شدید شده و بازتاب بیرونی تندی دارد. دولتی لازم است که بتواند با جناح‌های مختلف حکومت وارد گفت‌وگو شده و همه آنها را قانع سازد که به جایگاهی متناسب با وزن اجتماعی خود راضی شوند و با هم گفت‌وگو کنند. به علاوه بتواند در عرصه اجرا، ترکیبی را که حداکثر دربرگیرندگی داشته باشد، انتخاب کند. چهارم؛ سطح مدیریت کشور طی سال‌های قبل از آقای روحانی بسیار پایین آمده است. لازم است این مدیریت تقویت شده و توجه بیشتری به شایسته‌سالاری مبذول شود. نباید دولت گمان کند پست‌های مدیریتی غنائمی است که باید میان طرفداران توزیع شود. پنجم؛ گسترش فقر در ایران نگران‌کننده است. مطابق برآوردها بیش از 30درصد مردم زیر خط فقر قرار دارند. درصد فقیران اگر از پنج بیشتر شود دیگر نمی‌توان آن را از طریق کمک‌های خیریه‌ای و حمایتی از میان برد. میزان فقر در هر کشوری به دو عامل بستگی دارد: میزان تولید سرانه و چگونگی توزیع درآمد؛ فقر گسترده نشان‌دهنده تولید سرانه پایین و توزیع بسیار نابرابر درآمد است. تنها راه مقابله با فقر گسترده، «توسعه اقتصادی» است یعنی فرایندی که هم میزان تولید سرانه را افزایش دهد و هم توزیع درآمد را برابرتر کند.

  فکر می‌کنید رفع این مشکلات و حل مسائل پیش روی کشور از  میان کاندیداهای موجود، تنها از عهده روحانی برمی‌آید؟

البته مشکلات دیگری هم وجود دارد اما اشاره به همین پنج مشکل به گمانم کافی است. دولتی می‌تواند به مقابله با این مشکلات بپردازد که اولا نگرش و بینش مساعدی داشته باشد. منظورم این است که در ریشه‌یابی مشکلات نگاه «علمی» داشته باشد و از نظریه‌های علوم اجتماعی برای روشن کردن چرایی و چگونگی شکل‌گیری مشکلات بهره بگیرد. اولویت‌بندی درست مسائل نیز احتیاج به نگرش مساعد و مناسب دارد. اینکه اولویت را به چه مشکلی بدهیم و روی آن تمرکز کنیم، خود نیازمند نگرش رشدیافته به مسائل است. ثانیا دولت باید بتواند ترکیب مناسبی برای قوه مجریه (در سطح مدیریت عالی آن) تدارک ببیند. ترکیبی که اولا حمایت فن‌سالاران و مدیران اداری توانمند را پشت سر خود داشته باشد و کمتر در میان جریان‌های سیاسی مخالف دولت ایجاد حساسیت و دغدغه کند، قادر به گفت‌وگو با جهان باشد و زبان‌ جهان و بهره‌گیری از دیپلماسی و ابزارهای آن را بلد باشد. به علاوه بتواند با بخش‌های قدرتمند سیاسی کشور تعامل و گفت‌وگو داشته باشد. ثالثا بتواند محیط را برای عمل خود مساعد کرده و تنگناها را رفع و از فرصت‌ها استفاده کند. به گمانم باید زبان ویژه‌ای داشته باشد و از فرایندهای غیرآشکار سیاسی با خبر باشد. در مجموع معتقدم تنها روحانی است که می‌تواند این ویژگی‌ها را تامین کند و کشور را به سلامت از بحران‌های احتمالی پیش رو گذر دهد. از این رو باید به او رأی داد.

   فکر می‌کنید رأی‌دهندگان به روحانی در سال 92  به مطالبات و خواسته‌های خودشان در این 4 سال رسیدند؟

به گمان من دو خواسته اصلی تامین شده است. روابط خارجی ما از حالت بحرانی خارج شده و کم و بیش به سوی عادی شدن سیر کرده است. خوشبختانه سایه جنگ و تهاجم نظامی از سر کشور برداشته شده است. به علاوه تصمیم‌گیری‌های اقتصادی به ریل عقلانیت برگشته است. اگر چه هنوز مشکلات حل نشده‌اند، اما می‌توان امید داشت که مسیر انتخاب‌شده کم و بیش درست است و می‌تواند به حل مشکلات منجر شود. علاوه بر این‌ها فضای تصمیم‌گیری و اقدام فرهنگی و سیاسی نیز از حالت امنیتی خارج شده و روال عادی و قابل قبول پیدا کرده است. عادی شدن فضا می‌تواند به تصمیم‌گیری درست و دقیق یاری رساند و امکان رشد را در زمینه‌های مختلف فراهم کند.

به نظر شما در این انتخابات چه مطالبات و خواسته‌هایی را باید در برابر حسن روحانی مطرح کنند؟

چند خواسته به گمانم اولویت دارند. اول مشارکت نمایندگان صنوف مختلف باید در تصمیم‌گیری‌های مربوط به خودشان الزامی شود. البته این کار وقتی مفید است که انتخاب نمایندگان اصناف کاملا مردم‌سالارانه صورت پذیرد. دوم باید تلاش کرد بار اداره امور عمومی بیشتر بر دوش کسانی قرار گیرد که از توانایی مالی بیشتری برخوردارند.

گسترش مالیات بر مصرف و خرج کردن درآمد حاصل از آن در تامین امکانات اولیه برای اقشار فقیرتر ضروری است. افرادی که مانور تجمل می‌دهند و مصرف بسیار می‌کنند باید در تامین هزینه‌های تولید و عرضه کالاهای همگانی و کالاهای درخور توجه نقش بیشتری پیدا کنند. بار مالی اداره کشور باید منصفانه‌تر توزیع شود. سوم، دولت باید در عرصه سیاست خارجی وضعیتِ محوری داشته باشد و برای دستیابی به توافق‌های منطقه‌ای پیشقدم شود. رسیدن به توافق‌هایی برای کاهش رنج‌های مردم یمن، بحرین و سوریه ضروری است و دولت باید در این مسیر پیشقدم شود. چهارم، انسجام درونی دولت و کارایی اعضای آن باید افزایش یابد. این کار مستلزم تعامل بیشتر دولت با اهل نظر و جریان‌های پخته سیاسی است. فرصت‌طلبان بایستی از اطراف دولت دور شوند. دوران سختِ در پیش، با همراهان عافیت‌طلب و غیر‌سبک‌بار پیمودنی نیست. ریاست دولت باید بهره بیشتری از ارتباط با اهل نظر و روشنفکران بگیرد.

   آراء خاکستری که هنوز تصمیمی در مورد انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری نگرفته‌اند، در چه صورت ممکن است رأی‌شان در سبد حسن روحانی قرار بگیرد؟

اگر انتخابات قطبی شود و در مقابل آقای روحانی نماینده‌ای از جریان‌ راست تندرو (با گرایش مردم‌انگیزانه و عوام‌فریبانه) قرار گیرد، بسیاری ترغیب می‌شوند که برای دفع خطر در کنار آقای روحانی قرار بگیرند.

   نقطه قوت روحانی در این انتخابات را چه می‌دانید؟

حمایت جریان اصلاحات با ریشه گسترده اجتماعی قدرتمندش از نقاط قوت ایشان است. به علاوه تجربه آرامش و پیش‌بینی‌پذیری در سیاست داخلی و خارجی پس از یک دوره تنش و نوسان برای بسیاری از مردم جذاب و خوشایند است. اغلب روشنفکران جدی و تاثیرگذار نیز علی‌رغم انتقاداتی که دارند ترجیح می‌دهند از آقای روحانی حمایت کنند و این نقطه مثبت مهمی است.

 

منبع: آرمان ملی